حکایت آدم‌هایی که

حکایت آدم‌هایی که
دیر رسیده‌اند را شنیده‌ای ؟!
آنها، همه‌شان تصور می‌کردند کسانی که
دوستشان دارند همیشگی‌اند! مثلِ اسباب
و اثاثیه منزلشان، مثل گوشیِ موبایلشان
لپ‌تاپشان؛ خیال می‌کردند مثلِ تمامِ وقت‌هایی
که اراده می‌کردند و می‌توانستند بروند
روی همان مبل کنار پنجره لم بدهند و
با آسودگی خاطر، چای شبانه‌شان را بنوشند
یا هر وقت که دلشان خواست بنشینند
پای لپ‌تاپ و فیلم مورد علاقه‌شان را
تماشا کنند، آدم‌های خوب و نابِ زندگیشان
را هم به همان صورت در اختیار دارند
خیال می‌کردند حالا هنوز فرصت هست
برای اینکه گوشه چشمی هم به آن‌ها بیاندازند!
اما یک روز، خیلی ناگهانی متوجه می‌شوند
برای همیشه از دستشان داده اند!
یا برای همیشه از دنیا رفته‌اند، یا
برای همیشه از دنیای "او" رفته اند!
مسأله نه تقاضا برای توجه اجباریست
و نه توقع نا به جا! مساله دقیقا
و صریحا "دیر" رسیدن است
و حسرتی که از پیِ آن می‌آید!
دیدگاه ها (۱)

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

┄┉✿┉┄⇠تولدت مبارک، پارک جیمینِ قشنگم.🐥💛نمی‌دونم از کجای تو ب...

┄┉✿┉┄⇠تولدت مبارک، پارک جیمینِ قشنگم.🐥💛نمی‌دونم از کجای تو ب...

🎂🐥💜 جیمینِ عزیزمون، تولدت مبارک! 💜🐥🎂امروز روزیه که موچیِ دوس...

آرامشِ امروز ما، مدیونِ شب‌بیداری و تلاشِ مردانی‌ست که امنیت...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت یازدهمسه روز از پایان مأموریت گذش...

فاصله یک لبخند تا جنون

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 50 (last part)چند هفته گذشته بود.غم ...

🖤 پارت ۴۶ | «آخرین نقشه»پدر لانا لبخند زد.— «بالاخره همه خان...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط