{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام خنده هایم را نذر کرده ام

تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو،
همانی باشی که
صبح یکی از روزهای خدا
عطر دست هایت
دیدگاه ها (۱)

گنجشکانی که رد تو را دیروز،درخت به درخت و خیابان به خیابان،د...

تو ممنوع ...! عشق ممنوع ...! غزل ممنوع ...! و حالا ...؟ ...

«تو» جان منی..!! وداع جان آسان نیست......

🍓🌿تبسمت، نسیم رابه سمت آستانه لبخندهایمآورده استتا هر صبحتو ...

عطر نارنجاز لب‌هایت آغاز شدو #صبحبا #لبخندتاز خواب خویش گریخ...

♥️بيشتر از اين، نمی شود!خدا هم که پادرميانی کند،دست هايت را ...

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... ♠♡... برای توبرای چشم های...

موسیقی

در تاریکترین روزهای زندگی‌اتاین را بدان که خدا در جواب صبرها...

صبح‌ها، زندگی جور دیگری می‌چسبدپروانه‌ها شادمانه‌تر می‌رقصند...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط