سلام استی ها
سناریو داریم سناریو درخواستی از استری کیدز داریم
سناریو
استری کیدز
وقتی به عنوان خواهر۱۳ سالشون میری بار با لباس خیلی باز و ساعت۳شب برمیگردی
چان بین:ایشون خواب بودن تشنشون میشه میره آب بخوره تو هم همون موقع میای داخل از شک لیوان از دستش میافته ریز میشه😂
لینو:قبل اینکه بیای داشت سر کاناپه انیمه مورد علاقش رو میدید خوابش بورده بود تو رفتی لباس عوض کردی اومدی بیدارش کنی ولی هر کاری کردی بیدار نشد😂
هان:(تو دلش میگه هومم بدون اجازه میری بار دارم برات) صدای باز کردن درو میشنوه میره پشت در قایم میشه اومدی تو میترسونتت بعد کلی خندید😂(اثرات فیلم ترسناک)
هیونجین:سر کاناپه داشت کتاب میخوند اومدی دیدیش ترسید جیغ زدی اونم داد زد بعد از دادهاتون گفت :تو با این سر و وضع کجا بودی هان رفته بودی بار؟(با عصبانیت)😂
بنگ چان:خواب بود خیلی گرسنش شده بود اومد پایین داشت غذا درست میکرد با دیدن تو حواسش پرت شد دستش سوخت دادش بلند شد دوییدی سمتش گفتی:داداشییی ببخشید دیگه اینکارو نمیکنم خوبی؟😂
سونگ مین:خوابش نمیبرد اومده بود پایین سرگرم شه که تو رو دید که اومدی خونه اول سرت داد زد که با این لباسا کجا بدی بعد مثل یه برادر خوب نشست نصیحتت کرده که
خودتم قانع شدی دیگه نرفتی بار😂
فیلیکس:وقتی فهمید نیستی هی تو خونه رژه میرفت و بهت زنگ میزد اما گوشیت خاموش بود همینطور لبشو میگذید و تو خونه راه میرفت که تو اومدی تو خونه خوردید به هم افتادین😂
جونگین:معمولا همیشه خیلی مراقبت بودو ساعت که ۱۲ میشد میومد به اتاقت سر میزد و وقتی اومد دید نیستی خیلی نگران شد و بهت زنگ زد دوستت برداشت گفت خیلی مستی.وقتی به خودت اومدی و دوستت گفت چیشده گفتی:واییییی فاتحم خونده است.
خب بچه ها من سناریو استری کیدز رو فقط درخواستی میزارم پس اگه بازم سناریو استری کیدز مد نظر دارید تو کامنت بگید تا براتون بزارم با تشکر از لایکاتون
سناریو
استری کیدز
وقتی به عنوان خواهر۱۳ سالشون میری بار با لباس خیلی باز و ساعت۳شب برمیگردی
چان بین:ایشون خواب بودن تشنشون میشه میره آب بخوره تو هم همون موقع میای داخل از شک لیوان از دستش میافته ریز میشه😂
لینو:قبل اینکه بیای داشت سر کاناپه انیمه مورد علاقش رو میدید خوابش بورده بود تو رفتی لباس عوض کردی اومدی بیدارش کنی ولی هر کاری کردی بیدار نشد😂
هان:(تو دلش میگه هومم بدون اجازه میری بار دارم برات) صدای باز کردن درو میشنوه میره پشت در قایم میشه اومدی تو میترسونتت بعد کلی خندید😂(اثرات فیلم ترسناک)
هیونجین:سر کاناپه داشت کتاب میخوند اومدی دیدیش ترسید جیغ زدی اونم داد زد بعد از دادهاتون گفت :تو با این سر و وضع کجا بودی هان رفته بودی بار؟(با عصبانیت)😂
بنگ چان:خواب بود خیلی گرسنش شده بود اومد پایین داشت غذا درست میکرد با دیدن تو حواسش پرت شد دستش سوخت دادش بلند شد دوییدی سمتش گفتی:داداشییی ببخشید دیگه اینکارو نمیکنم خوبی؟😂
سونگ مین:خوابش نمیبرد اومده بود پایین سرگرم شه که تو رو دید که اومدی خونه اول سرت داد زد که با این لباسا کجا بدی بعد مثل یه برادر خوب نشست نصیحتت کرده که
خودتم قانع شدی دیگه نرفتی بار😂
فیلیکس:وقتی فهمید نیستی هی تو خونه رژه میرفت و بهت زنگ میزد اما گوشیت خاموش بود همینطور لبشو میگذید و تو خونه راه میرفت که تو اومدی تو خونه خوردید به هم افتادین😂
جونگین:معمولا همیشه خیلی مراقبت بودو ساعت که ۱۲ میشد میومد به اتاقت سر میزد و وقتی اومد دید نیستی خیلی نگران شد و بهت زنگ زد دوستت برداشت گفت خیلی مستی.وقتی به خودت اومدی و دوستت گفت چیشده گفتی:واییییی فاتحم خونده است.
خب بچه ها من سناریو استری کیدز رو فقط درخواستی میزارم پس اگه بازم سناریو استری کیدز مد نظر دارید تو کامنت بگید تا براتون بزارم با تشکر از لایکاتون
۲.۸k
۱۷ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.