امروز گوشیه خاک خورده ام قلب ناامید مرا لرزاند با صدای تو
امروز گوشیه خاک خورده ام قلب ناامید مرا لرزاند با صدای تو,.تا خواستم بگم ب....تو گفتی نگارم...و صدایت صدایم را به زنجیر کشید,و سکوت صدایم را اسیر کرد!فکر جاهل با غرور آواز دوستی خواند,.و دست هایم عینه خر به امید نوازش های دوباره ات تو را مزاحمی بیش نخواند.reject....بوق...بوق...بوق ها در گوشم فریاد جدایی میخواند,چشم هایم دوان دوان به دنبال نامت در این گوشی که سرنوشت عشق مرا میخواند میدوید, نمایان شد نام زیبایت ولی,غرور اشک هایم را به آغوش کشید,ودر گوشم گفت: به درک.بخواد خودش زنگ میزنه.حالا یه سیگار بدم؟
- ۹۶۹
- ۲۷ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط