پر می کشم و مست و خموشم
پر می کشم و مست و خموشم
افتاده ز پا خانه به دوشم
در هر گذری گرد شقایق
حیران شده و حلقه به گوشم
تا بوی گلستان رسد از جان
می مانم و از سر شده هوشم
بر هر درِ ، در بسته زنم در
شاید برسد ندا به گوشم
افتاده ز پا خانه به دوشم
در هر گذری گرد شقایق
حیران شده و حلقه به گوشم
تا بوی گلستان رسد از جان
می مانم و از سر شده هوشم
بر هر درِ ، در بسته زنم در
شاید برسد ندا به گوشم
- ۳.۱k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط