{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می ترسم از اینکه..

می ترسم از اینکه..
روزی یک جایی من و تو.. خیلی دور از هم شب و روز در آغوش یک غریبه بی قرار هم باشیم.و بعد از هر بار هم آغوشی به یاد آغوش هم بیصدا گریه کنیم.
دیدگاه ها (۵)

مهم ترین نگرانی وقتی است که..می خواهی به کسی از ته دل بگویی ...

.

به خـدا دل آلزایمر نمی گیردبفهمید آدم ها.

.

خاطرات خیلی عجیب هستند؛ گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گر...

#تلنگرگاهی فکر می‌کنیم امام زمان(عج) از ما دور است...اما شای...

و کاش وقتی ابرِ غم به گلوی کوچکت می‌رسد،از یاد نبری شانه‌ای ...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

عاقبتــ روزی مـزار سـرد مـن   معبـد دنجـی برایتــ میشـودعکـس...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

@sahar1820

نگران نباشهر چه که نباشمشاعر که هستممی توانم چشم بندی کنمو ت...

‌‏ پزشکیان: گفت‌وگو کردیم قرار بود تحریم‌های نفتی و محاصره ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط