#silence_after_you
#silence_after_you
#Part1
پارت ۱
همه چیز از شروع یک سفر چند ماهه شروع شد.یکی موند با دلتنگی دیگری به فکر کار و پروژش.
هرروز با دوست دارم بیدار میشدن و شب رو با گرمای بغل همدیگه میخوابیدن
هرشب قبل از خواب کوک به تهیونگ لبخندی زیبا تحویل میداد و هرشب و هرروزش رو قشنگ تر میکرد.
ویوی تهیونگ
با تموم شدن وقت اداری سمت ماشین میرم و بعد از چنددقیقه به خونه میرسم
ویوی کوک
با شنیدن صدای در بدو بدو سمت در میرم و در رو باز میکنم
با ذوق به تهیونگ نگاه میکنم و بغلش میکنم
کوک :خسته نباشی ته ته
متقابل بغلت میکنم و دست رو نوازش وار روی کمرت میکشم
ته :سلام خرگوش کوچولوم
ویوی کوک
از بغلت بیرون میام و بوسه سطحی روی لبات میزارم
ویوی ته
لباسام رو درمیارم و روی میز میشینم و مشغول خوردن غذا میشم و به کوک نگاه میکنم
ته :دلبرم.. من باید برا یه سفر کاری برم
دست از غذا خوردن برمیدارم و نگاهت میکنم
کوک :کی.. میخوای.. بری؟تا.. کی میمونی؟...
اروم دستتو میگیرم و نوازش میکنم
ته :فردا میرم و تا شیش ماه نیستم
لبخند غمگینی میزنم و با بغض بهت نگاه میکنم
کوک :ی.. یعنی... شیش ماه تنهام... میزاری؟..
دستمو دور صورتت میزارم و نگاهت میکنم
ته :برمیگردم ..تو همیشه تو قلب منی، همیشه عاشقتم، بهت پیام میدم و هرروز میگم دوست دارم
گونت رو نوازش میکنم و موهات رو پشت گوشت میزارم
کوکیم..کل امروز رو باهمیم بعد میشینیم فیلم میبینیم. خوبه؟
سرمو تکون میدم و لبخندی میزنم
کوک :خوبه..
شب رو روی کاناپه درحال فیلم دیدن کنار هم سپری کردن و با خوابیدن کوک تهیونگ موهاش رو اروم نوازش کرد و بعد از ونددقیقه براید بغلش کرد و روی تخت گذاشت
ویوی تهیونگ
دستم رو روی گونت گذاشتم و اروم نوازش کردم و بوسه ای روی پیشونیت گذاشتم و بغلن گردم
ته :شب بخیر کوکی کوچولوم..
ادامه دارد...
#Part1
پارت ۱
همه چیز از شروع یک سفر چند ماهه شروع شد.یکی موند با دلتنگی دیگری به فکر کار و پروژش.
هرروز با دوست دارم بیدار میشدن و شب رو با گرمای بغل همدیگه میخوابیدن
هرشب قبل از خواب کوک به تهیونگ لبخندی زیبا تحویل میداد و هرشب و هرروزش رو قشنگ تر میکرد.
ویوی تهیونگ
با تموم شدن وقت اداری سمت ماشین میرم و بعد از چنددقیقه به خونه میرسم
ویوی کوک
با شنیدن صدای در بدو بدو سمت در میرم و در رو باز میکنم
با ذوق به تهیونگ نگاه میکنم و بغلش میکنم
کوک :خسته نباشی ته ته
متقابل بغلت میکنم و دست رو نوازش وار روی کمرت میکشم
ته :سلام خرگوش کوچولوم
ویوی کوک
از بغلت بیرون میام و بوسه سطحی روی لبات میزارم
ویوی ته
لباسام رو درمیارم و روی میز میشینم و مشغول خوردن غذا میشم و به کوک نگاه میکنم
ته :دلبرم.. من باید برا یه سفر کاری برم
دست از غذا خوردن برمیدارم و نگاهت میکنم
کوک :کی.. میخوای.. بری؟تا.. کی میمونی؟...
اروم دستتو میگیرم و نوازش میکنم
ته :فردا میرم و تا شیش ماه نیستم
لبخند غمگینی میزنم و با بغض بهت نگاه میکنم
کوک :ی.. یعنی... شیش ماه تنهام... میزاری؟..
دستمو دور صورتت میزارم و نگاهت میکنم
ته :برمیگردم ..تو همیشه تو قلب منی، همیشه عاشقتم، بهت پیام میدم و هرروز میگم دوست دارم
گونت رو نوازش میکنم و موهات رو پشت گوشت میزارم
کوکیم..کل امروز رو باهمیم بعد میشینیم فیلم میبینیم. خوبه؟
سرمو تکون میدم و لبخندی میزنم
کوک :خوبه..
شب رو روی کاناپه درحال فیلم دیدن کنار هم سپری کردن و با خوابیدن کوک تهیونگ موهاش رو اروم نوازش کرد و بعد از ونددقیقه براید بغلش کرد و روی تخت گذاشت
ویوی تهیونگ
دستم رو روی گونت گذاشتم و اروم نوازش کردم و بوسه ای روی پیشونیت گذاشتم و بغلن گردم
ته :شب بخیر کوکی کوچولوم..
ادامه دارد...
- ۶۳۸
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط