ویو تهیونگ

ویو تهیونگ
دختر با ادب من....
-اما چی؟
٪هیچی ببخشید
٪صدا اومد فک کنم دارن باهم بحث میکنن
هوف از الان داشت شر مینداخت آخه با بادیگاردم دعوا میکنن؟اومدن تو عمارت تعظیم کردیم بهشون
-خوش اومدید بانو و....
نمی‌خواستم بگمش هوففف
٪و بانوی جوان.
سرمو بردم بالا و چهره دختره برام آشنا اومد... اون همون دختره بود که دیروز لینو زدتش؟هوف کاش کمکش نمیکردم
+ممنونم
•کوک حتما دختر و پسرت خیلی با ادب و مهربونن
=دخترم شاید اما پسرم یه بمب اتمه (خنده)

حالا میمیرد اینجا ضایعم نمیکرد؟

ویو آت
این پسره...این همونی بود که دیروز کمکم کرد؟ولش دختره چقدر ناز و کیوت بوددددد به نظر خیلی دختر خوبی میومد
ولی لباس تن من فک کنم جلوش بیشتر به دستمال پارچه ای میخوره تا لباس رفتم سمتش
+اسمم ا.ته خوشبختم خانومی
٪اسم زیباییه اسم منم...لیساست خوشبختم
=بادیگارد لطفا لیسا رو به اتاقش راهنمایی کن بهتره استراحت کنه...
√بانوی جوان لطفا همراهم بیاید

لیسا خیلی ناراحت شد ولی لبخند زد و با اون صداش که آرامش تمام عیار بود گفت

٪خدانگهدار ا.ت...
+چرا خب مگه همین الان بیدار نشدی چرا باید بری بازم بخوابی؟
=بدن لیسا یکم ضعیفه
•ات دخترم با تهیونگ برید تا اتاقتو نشون بده

-چرا با من؟اینهمه خدمتکار و بادیگارد

از خود راضی ایشششش

+دقیقا
=تهیونگ (جدی)
-هوف باشه دنبالم بیا
+نمیشه با لیسا برم؟
-نه نمیشه. بیا دنبالم
دیدگاه ها (۰)

ویو آترفتم دنبالش چقدر عمارتشون بزرگ و زیبا بود رفتیم طبقه د...

اسلاید دو لباس لیسااسلاید سه کفش لیسااسلاید چهار لباسی که لی...

ویو لیسا با صدای در اتاقم بیدار شدم٪بفرماییدنونا اومد٪سلام ص...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۳ توی بیمارستان با هم صحبت کردیمهلن : عش...

•فردا میان دنبالمون +وسایلمو جمع میکنم•دخترم فقط سیم‌کارتت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط