از آن لب شیرین و

از آن لب شیرین و
عسل می گویم

از گرمی آغوش و
بغل می گویم

هر وقت به روی
شانه می ریزی مو

من باز دوبیتی و
غزل میگویم
دیدگاه ها (۱)

مثلِ " بهمن " بیا ... !به آغوش بِکشتمامم را ... !

"تـــــو" رفتـی ...!!امــا همــه "چیــز" را در"آغـــوش" مـــ...

داشتن #تو ...! #یعنے ...!بروند بہ جهنم تمام نداشتن ها !

مرابخوان.,به گرمایِ حریر_بوسه هایتکه در آبی ترین ساعت دلتنگی...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه از ...

هرشب به این فکر میکنم اگر ادم بهتری بودم شاید باز هم تو بودی...

دو ستاره در شبپارت ۴ بعد تسوموگی ب ایزتسو نزدیک میشود و از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط