دو ستاره در شب

دو ستاره در شب
پارت ۴

بعد تسوموگی ب ایزتسو نزدیک میشود و از خاطرات شیرین خود برای ایزتسو میگوید .
ان شب ایزتسو برای اولین بار از ته دل با صدای بلند خندید .
بعد از چند دقیقه ایزتسو میخوابد اما تسوموگی متوجه او نمیشود و ب صحبت های خود ادامه میدهد ک چشمش ب ایزتسو می افتد .
او خواب است .
تسوموگی یک پتو برمیدارد و روی ایزتسو میگذارد .
تسوموگی میخواست از کنار ایزتسو برود ک ایزتسو دست تسوموگی را میگیرد و با حالت نیم خواب

ایزتسو : میخوای . . . منو . . . ترک کنی . . . میخوای منو . . . تنها بزاری . .‌ .

تسوموگی : ن میخواستم ب طبقه ی بالا برم تا بخوابم . . .

ایزتسو : پس . .‌ . من هم همراهت میام . . .

تسوموگی دست ایزتسو را میگیرد و همراه خود میبرد .
ایزتسو با چشمان نیمه باز حرکت میکند .
انها از پله ها بالا میروند و ب سمت اتاق ته راه رو میروند .
تسوموگی در اتاق را باز میکند و انها وارد اتاق میشوند .
اتاق بزرگی بود و یک تخت بزرگ چتر دار در وسط ان بود .
تسوموگی و ایزتسو ب سمت تخت میروند ک ایزتسو خود را روی تسوموگی می اندازد .

تسوموگی : اممم .‌ . . ایزتسو . . .

ایزتسو : تسوموگی . . . لطفا . . . من خیلی خسته ام فقط میخوام بخوابم . . .

و تسوموگی را در اغوش میگیرد و میخوابد .
تسوموگی لبخندی میزند و سر ایزتسو را نوازش میکند و بعد از چند دقیقه میخوابد .
دیدگاه ها (۰)

دو ستاره در شبپارت ۵تسوموگی وقتی بیدار میشود میبیند ک پرده ه...

درخواستی از اکازاهنتای دوس نداری نخون . گزارش هم نکن برا شما...

چند تا چیستان مزحرف میخوام بپرسم . . . اگه تونستید جواب بدید...

داداش دوست ندای نخون گزارش هم نکن .موقعیت : وقتی سیکید و کار...

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط