شب بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شب بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمیرم!!!
آهای خدا.....راحت و بی پرده بگم :
خسته شدم از زندگی
از این همه فاصله و
از این همه دوندگی ...
از این همه دوندگی
تو کوچه های بی کسی
برای هر مسافری
دلتنگی و دلواپسی
برای هر مسافری
پناه خستگی شدن
برای آرامش شون
حرفای تازه ای زدن
تنها نذاشتم کسی ُ
تا اخرین جرعه نفس
خسته شدم خسته شدم
از ادمای این قفس
از این قفس از این زمون
از ادمای قصه مون
از دل خسته ی خودم
از خاک و ابر و اسمون
گاهی تحمل زمین
سخته برای خسته ها
اون وقته که باید بگی :
آهای خدا ! آهای خدا !
آهای خدا تنگه دلم
از این زمین فتنه خیز
از بنده های خوب تو !
از این قبیله ی عزیز !
من اهل اینجا نشدم
بیگانه ام با این کویر
آهای خدای مهربون !
منو از این قصه بگیر ...
آهای خدا.....راحت و بی پرده بگم :
خسته شدم از زندگی
از این همه فاصله و
از این همه دوندگی ...
از این همه دوندگی
تو کوچه های بی کسی
برای هر مسافری
دلتنگی و دلواپسی
برای هر مسافری
پناه خستگی شدن
برای آرامش شون
حرفای تازه ای زدن
تنها نذاشتم کسی ُ
تا اخرین جرعه نفس
خسته شدم خسته شدم
از ادمای این قفس
از این قفس از این زمون
از ادمای قصه مون
از دل خسته ی خودم
از خاک و ابر و اسمون
گاهی تحمل زمین
سخته برای خسته ها
اون وقته که باید بگی :
آهای خدا ! آهای خدا !
آهای خدا تنگه دلم
از این زمین فتنه خیز
از بنده های خوب تو !
از این قبیله ی عزیز !
من اهل اینجا نشدم
بیگانه ام با این کویر
آهای خدای مهربون !
منو از این قصه بگیر ...
- ۳.۰k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط