{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بافنده‌ای

بافنده‌ای
تمام عمر
ترنج و ابریشم می‌بافت
گل می‌بافت
اما وقتی مرد
نه فرشی داشت
و نه کسی
که گلی بر گورش بگذارد
دیدگاه ها (۳)

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

سلام ....روزتون بخیر 🌺 ارسالی آهنگ از مهدی عزیزم 🫠🫠😘https://...

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرینپارت ۸:پناهگاه شیرینیک سال ب...

زن دنبال شاهزاده‌ی پولدار یا مدل روی جلد نیست...یه مرد می‌خو...

در #افسانه‌های #ژاپنی، #جوروگومو #موجود کشندۀ دورگه‌ای بود ک...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

🦢 پارت هفتم | مرد غریبهظهر، زنگ آخر مهدکودک خورد.بچه‌ها یکی‌...

او هستهرجا هوا که هستنه می‌گریزم می‌خواهمنه می‌توانم بگریزمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط