{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیستی در دل شب نام تو نجوایِ من است؟

کیستی در دل شب نام تو نجوایِ من است؟
نیستی و همه شب عشق،تمنایِ من است
قلب من پر بکشد سوی دلت،شهر به شهر
تا که یادت برسد،عیش،محیّایِ من است
رودِ پُر آبْ شود خشک،غمم نیست که نیست
ساحلِ غم زده ام،چشمِ تو دریایِ من است
گر که آوار شود یکسره عالم به دلم
نیست باکم که دلت،غرقِ تماشایِ من است....
فصلِ سرما که رسد، دست به آتش نبرم
بوسه ی مشتعلت،رونقِ گرمایِ من است
.
من به حل کردنِ هر مسئله ای استادم
زلفِ پرپیچِ تو در باد،معمایِ من است
دیدگاه ها (۲)

ﺑـــﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿــــﻦ ﺑـــﺎﺭ ﺩﻟـــﻢ ﺑﻪﺣـــﺎﻝﺧــــﻮﺩﻡ ﺳﻮﺧـــﺖ .. ...

لبش شیرین و حرفش تلخ و چشمش مست و قلبش سنگدرشت و نرم را آمیخ...

فوق العادست.....صادق هدایـت".قایق تان شکست ؟ پاروی تان را آب...

اینکه  از دور تماشا کنمت سنگین استدر دلم باشی و حاشا کنمت سن...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط