{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک جیمین

فیک جیمین

ویوادمین

خب ات و جیمین چوب جمع کردنو رفتن پیش اعضا که دیدم از خنوه دارن عر میزنن ولی این خنده انگار واگعی نبود ( نه پس کیک بود خخخخ)
ات :خب ما اومدیم
جیمین: به چی میخندید
کوک:داری به شوخی بامزه ی جین می خندیم( چشمک میزنه طوری که اونا بخنون و بفهمن که خنده هاشون الکیه)
جیمین و ات هم داشتن هر هرو کر کر می خندیدن
ات: من گشنمه
جین: کی ماهی کبابی میخواد
اعضا: ما می خوایم
جین: ات برو ماهی رو بیار کوک برو چاقو و سینی بیار لیا برو ادویه هایی که تو سبدرو بیار یونگی تو هم بیا اتیشو روشن کن
ات لیا یونگی کوک : اوکی
بعد از ۳ ساعت غذا حاضر شد
ات: اوم چقد خوشمزه شده
جین: دسپخت ورد واید هندسام زیبا باید مثل خودش عالی و زیبا باشه
کوک: شب که شد بیاید بریم کنار رود خونه و به ستاره نگا کنید
لیا و ات: شب نه من می خوام شنا کنم
کوک: یکنگی و جیمین شناگرای ماهرین
لیا: فک کنم تو هم شناگر خوبی باشی
ات: ( دیدید وقتی دوستاتون از یکی تعریف میکنن ات اونو اونطوری نگا کرد یعنی مثلا روش کراشی شیطون یه همچین چیزی)
جیمین: اوکی ولی باید دخترا لباس پوشیده بپوشن
ات: نه
جیمین: چشم غره رفت
ات :اوف باشه
تک به تک همه رفتن که ات به جیمین گفت
ات: جیمین چرا نمیشه
جیمین: اصلا انتظار داری بزارم جلو این همه پسر لخت شی
ات: اوف
جیمین: اوف و کوفت
ات : خودشو لوس میکنه و با جیمین قهر میکنه


شرطا
۲ فالو
۳ کام
۵ لایک

بای
دیدگاه ها (۱۴)

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

وقتی بهت خيانت میکنه P5میدونم خیلی دیر گذاشتم ببخشیدات: پس چ...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

bts

#میکاپ_آرتیست_من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط