{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵ ....

پارت ۵ ....

لیا : منم همینطور
لنا : خب بزار بهت معرفی کنم این اته من بهش میگم اتی
این کاملیا و اینم‌ ماریاست
لیا : ل...ل.نا ...
ات ... همون که .. در .. بارشش... حرف‌میزدی ؟؟
لنا : اره خودشه
لیا : واااااااییییی ... سلااانمممممم لنا راست میگفت تو خیلی خوشگلیییییی کطنیواقتثویتقتقویومثمسنثویتیحیتی
ات : سلام قشنگم تو ام خوشگلی فدات شم
لیا : واااییی .. میشه بغلت کنم
لنا : اره ..
لیا : نطنثتیتیتنینیکیمییییتیت
اهم خب من در مورد کاملیا و ماریا هم یه جیزایی شنیدم و شمام خیلی خوشگلیییدددد
کانلیا :وای ممنونم
ماریا : او خیلی ممنون کوچولو ...
* ویو موقع غذا *
ات : داشتم غدا میخوردم که ...
لیا : اتی من به دوستپسر ایندت حسودیم میشه .... چون خیلی خوشگلی
لنا : اوووههههوووممم کجاشو دیدی لبای اتی مزه توت فرنگی‌میده و تازه بدنشم خیلی لاغر و سفیده
ات : غذا پرید تو گلوم ....
و ماریا بهم اب داد
لنا : به هر حال منم حسودیم میشه کاش پسر بودم‌ خودم میومدم میکر.....
ات : پرنسس غذا بخور جلوی کسی فحش نده ... فقط وقتی خودمونیم
شوگا : مگه فحش بلده ؟
ات : کجاشو دیدی ....
شوگا : کی یادش داده
ات :.....
کاملیا و ماریا : ات
ات : غذاتون رو بخورید دیگه پرنسس دیگه جلوی کسی فحش نده
لنا : ای بابا حداقل خودم میومدم باهات ازدواج میکردم ...
اعضا زدن زیر خنده ....
* بعد غذا *
لیا : داداش تو برو خونه من میخوام برم پیش ات ...
اعضا تعجب کردن چون لیا هیچ جایی نمیموند ....
نام : کوچولو ... خودت میدونی نمیزارم تنها بری
لیا : نمی خوامم میخوواام برممممم
ات : اشکال نداره اگه میخواد بیاد بیاد
نام : نه خودمم مشکا ندادم ولی تنها نمیشه
ات : خب خودتونم بیاین
نام : واقعا ؟؟
ات : اره میخواین بیاین نمیخواین نیاین لیا لنا بیاین بریمممممم ....
اعضا : وایسین ماام بیایم .....
* خونه ات *
اعضا : وای ات این خونه تو‌عه ؟
ات : اره دیگه ...
لیا : اتی من خوراکی میخوام
نام : اعع بچه ادبت کو ...
ات : خب لیا بیا بریم پرنسس بیا ب یم ت. اتاق ..
اعضا : اتاق
ات : اره ...... چیز نه اونجور که فکر میکنین نه .... من یه اتاق مخصوص خوراکیای لنا دارم
به خاطر همین گفتم
جیمین : اها * خنده *
ات : کوفت .... پرنسس از لیا بپرس چه فیلمی بزاریم ببینیم ؟
لنا : اتی ... میشه ۳۶۵ روز رو ببینیم ؟
ات دستش رو گذاشت رو چشماش و لبش رو گاز گرفت
ات : نه نمیشه الان مهمون هست زشته بعد که رفتن باشه ....
لنا : اما ....
ماریا : لنا .... ات راست میگه بزار بعد
اعضا داشتن با تعجب به هم نگاه میکردن بجز شوگا
که یهو ات و شوگا همزمان : مشکلش چیه ؟؟ چه الان چه بعدا میبینتش دیگه ...
کاملیا خندید : بله بله ... ولی چه همزمان
ات : کلی خفه شو ....
کاملیا : باشه بابا
ات : خب من میرم خوراکیارو بیارم شما فیلم انتخاب کنید
کوک : میشه برای من شیر موز بیاری ؟
ات : حرف صبحت رو یادم نرفته ها
کوک : باشه بابا ببخشید
ات : اوکی شیر موز جور شد
جیمین .... تهیونگ شما جی
ته : بیخیال اونا حتی نفهمیدن ما چی گفتیم
ات : من که فهمیدم .....
ته : ......







خب بیبی لیدی های من اینم پارت جدید
راستی ... وصلید یا نه بگین
خودم وصلم ولی گفتم که فراموشتون نمیکنم
شرطا :
۱۲ لایک
۷ کامنت
۳ بازنشر

راستی حمایتا خیلی کم شده هاااا حواسم هستاااا
وللللللیییی
دوستون دارم بااایییی 💋💋🤭
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ ویو ات : داشتم با لنا دنبال لباس میگشتم که دیدم لنا ن...

پارت ۳ :‌ ویو پیش ات اینا : ات : بچه ها لنا دوستشو دوعت کرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط