{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگاری جاده بودم

روزگاری جاده بودم

جاده ای غرق تردد

جاده ای کز رفت وآمد لحظه ای خالی نمیشد

من که بسیاری رفیقان را به آبادی رساندم

عاقبت من ماندم و تنهایی خود!!!
دیدگاه ها (۹)

یکی محبت میکنهیکی نازاونی که ناز میکنه همیشه محبت میبینهاما...

یارو کیس کامپیوترش رو می بره تعمیر گاه.میگه آقا اینو برای ما...

سلام دوستایه گلمصبح همه بخیر و شادی مثه همین صبح قشنگ بهار...

بخشنده بودن قبل از اینکه توانایه مالی بخوادقلب بزرگ نیاز دار...

«کجا باید رفت؟ وقتی خودِ “مقصد” رفته است…این دل که تنگ شده، ...

RED MOON=P3

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط