{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو اتاق نشسته بود و خلوت کرده بود

تو اتاق نشسته بود و خلوت کرده بود
آهسته نگاش میکردم چند دقیقه یه بار سوزن میزد پشت پلکهاش
برام سوال شده بود
متوجه من که شد
رفتم جلو علت کارش رو پرسیدم!
گفت چشمی که به نامحرم بیفته سزاش اینه…!

"شهید ابراهیم هادی"✨

سرباز #امام_زمان
مثل #حاج_قاسم
دیدگاه ها (۰)

•🌱•*ــ**یه عمـر مـا خـواب بودیـم اونا**نماز شب میخـوندن،ما ا...

•اللّٰهُمَّ إِنَّا لَانَعْلَمُ مِنْهُ إِلّا خَيْراً•خدایا ما...

وقٺۍ‌میبینم‌ڪہ‌چگونہ‌باران‌جادھ‌هارا‌میشوید‌میگویم‌خدایا‌قݪـ...

♥️🍃گفت:دخترروچہ‌بہ‌شھادت؟گفتم:شایددختراتوےجنگ‌شھیدنشنداماهمی...

سئوجون : خواهر گوش کن .. من کاری نداشتم و خواستم اینجا پیشت ...

عشق در‌تاریکی‌۱۲.گاهی فکر میکنم زندگی آدم توی چند ماه چقدر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط