{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح است

صبح است
باید بلند شد
در امتداد وقت قدم زد ،
گل را نگاه کرد،
ابهام را شنید !
باید دوید تا تهِ بودن ...!
#سهراب_سپهرے
دیدگاه ها (۱)

شبِ پاییز بلندستولی نه به اندازه یدلتنگیِ آن... #لیلا_مقربی

در گلو می‌شکند ناله‌ام از رقت دل قصه‌ها هست ولی طاقت ابرازم ...

پنجشنبه ات بخیــرکُجایی؟! چِه میکنی؟! اینجا شلوغ کرده خیالَت...

پنجره را بـاز کنو از ایـن هـوای مطبـوع بـارانـی لـذت ببـرخـو...

پارت ۱۴نیم ساعت بعد یانا تو آشپزخونه بودته: چیکار میکنی ؟یان...

پارت ۱۳ شروعته با عروسک گل اومد خونه ات : برگشتی (سرد) (سرش ...

پارت بیست و هفتم در آغوش زندان (قلبی که می‌ترسه دوباره بتپه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط