{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی خواب ک میشم

بی خواب کـِ میشَم..
از پَنجره یِ اتاقَم زُل میزَنم به ساختمونِ روبرو، خیلی وقته هوس کردَم پنجرِه ی روبروم باز بِشه وَ کَسی از ساختمونِ روبرو..
به چِشمام خیرِه بِشه..
خیلی وَقته دنبالِ یه نِگاهِ غریب.. وَلی نزدیکو خالِصم..
فقَط نِگاه..
هَر وقت سایِه ها به پنجرهِ نزدیکـ میشَن..قلبَم شروع به تَپیدَن میکنه..
وَلی سهم مَن از عادم ها..
فقط سایشونهِ..[!]
همیشه همینطورِه..
سر و ته شیب تنده کوچِه هارو برانداز میکنم...
دیدگاه ها (۱)

خدایاخاطرش را خواستم خاطراتش ماندبدگفتم؟یابدشنیدی؟

+حــــ ــواسش بـــــهم نیست -احمق بفهم دوست نداره +باهام سرد...

بازهم تفاوت

یه استقلال یه ایران

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۲

فن فیک رادیواپل درخواستی پارت ۲

لیلیوم آبی پارت ¹در واز شد همه نجیب زادگان و همه جادو داران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط