بانوی من

بانوی من
Part:10
درخواستی

جونگهیون ا.ت رو دید و جلو اومد‌...

ـ به به‌... خانوم کوچولو..چه خبرا؟خیلی وقته ندیدمت.. آخرین بار کی بو؟ عااا..چهار سال پیش.. نه؟( پوزخند)
ـ تا یه کاری جلوی همه دستت ندادم گمشو
ـ نه بابا؟ بعد از کشتن اون جی ـ

با مشتی که از طرف ا.ت دریافت کرد خفه شد و جمعیت شوکه شدن

ـ همین الان از اینجا گم میشی بیرون ( عربده)

جونگهیون میخواست برای مشت پاسخ مقابل بده که مچ دستش توسط کوک گرفته شد

ـ به چه حقی به خودت اجازه دادی روش دست بلند کنی؟
ـ هع..ا.ت اینم یکی دیگه از دوست پسر هاتع؟ چند تا چند تایی؟ تا حالا با چند نفر بودی؟

رگ گردن ا.ت بیرون زده بود.‌..

« ساعت ۳:۳۰ امشب»

ـ بانو ببینید با خودتون چیکار کردید
ـ آه...سوختم پد الکی نزن رو زخمم
ـ اما..
ـ هیش..بیا بغلم
ـ چی؟
ـ خفه شو و اطاعت کن

ادامه دارد...

خیلی دیر شد ببخشید
دیدگاه ها (۲۴)

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

سناریو درخواستی موضوعش👈🏻نامی:(دستتو محکم میگیره و میبرتت بیر...

♡pt: ♡⁹

عشق مافیا

#سناریودرخواستی وقتی مافیا هستن و تهدیدت میکنن که داخل اتاق ...

♡pt: ♡³ ②

بش اهمیت ندادم و داشتم میرفتم ک ی دفعه جونگوو مچ دستمو با عص...

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط