«I love you baby»
«I love you baby»
part-4
ویو تهیونگ*
حدودا بعد از ۵ مین رسیدم خواستم قبل مسابقه جونگکوک رو ببینم که متوجه شدم پارک لنا دختر شریک جدیدمون اینجاست
سریع به سمتش رفتم و سلام کردم ........
تهیونگ : سلام بانوی زیبا .
لنا : سلامجناب تهیونگ شما اینجا چیکار میکنید میخواین مسابقه بدین ؟؟؟
تهیونگ : نه بابا اومدم مسابقه جونگکوک رو ببینم .
لنا : چییییی، جناب جئون موتور سواری میکنن؟؟؟
تهیونگ : موتور سواریش عالیه
لنا : پس من امروز ایشون رو تشویق میکنم
تهیونگ : عالیه
ویو لنا *
رزی گوشیش رو تو ماشین جا گذاشته بود منتظر بودم تا بیاد که یهو جناب تهیونگ رو دیدم و ایشون گفتن که جناب جونگکوک هم قراره مسابقه بده. داشتیم در مورد مسابقه حرف میزدیم که رزی اومد...
رزی : لنا صبر کن
لنا : وایسادم بیا
رزی : اومدم
رزی : اه ، سلام من کیم رزی دوست صمیمی لنا هستم خوشبختم .
تهیونگ : سلام من کیم تهیونگ هستم
من همینطور ، خوشبختم .
ویونویسنده ٬
تهیونگ ، لنا و رزی پیش جونگکوک رفتن و جونگکوک و رزی اشنا شدن ...
ویو جونگکوک*
داشتم برای مسابقه اماده میشدم و گرم میکردم که متوجه شدم ، تهیونگ و دختر اقای پارک و یه دختر دیگه که همسن پارک لنا بود دارن به سمتم میان اونا سلامکردن و اون دختر هم خودشو معرفی کرد .
«پرش زمانی به شروع مسابقه »
ویو لنا *
مسابقه شروع شد جناب جونگکوک خیلی خوب مسابقه میدادن و برنده شدن. داشتم تشویقش میکردم . که رزی در گوشم گفت ......
رزی : ببینم خیلی داری جناب جونگکوک رو تشویق میکنی . ببینم نکنه عاشق شدی و به من نگفتی که میکشمت .😈
لنا : برو بابا حال داری من فقط دارم تشویق میکنم و اینکه من ترو زود تر میکشم 😇
رزی : فکر نکنم ولی باشه ...
لنا : حالا خوب شد 😙
و بعد خندیدن 😂
ویو تهیونگ *
دیدم خانم لنا و دوستشون دارن میخندن برای همین گفتم .......
تهیونگ : خانم های زیبا به چی میخندن ؟
لنا : چیز مهمی نیست جناب تهیونگ
رزی : بله درسته
تهیونگ : اوکی میخواین بریم جونگکوک رو ببینیم ؟؟
لنا : بله
رزی : بله
ویو جونگکوک *
دیدم که به سمتم اومدن و بهم تبریک گفتن که لنا گفت ..........
لنا: جناب جئون میشه به من موتور سواری یاد بدین ؟؟؟
لنا ازم خواست که بهش موتور سواری یاد بدم منم قبول کردم چون دختر خوبیه و یاد میگیره ...
ویو لنا *
من از جناب جئون خواستم که به من موتور سواری یاد بده و ایشون قبول کردن و قراره که از فردا شروع کنیم.........
امیدوارم که خوشتون بیاد 🎀
قشنگا گزارش نکنید🎀
منم دارم زحمت میکشم 🎀
part-4
ویو تهیونگ*
حدودا بعد از ۵ مین رسیدم خواستم قبل مسابقه جونگکوک رو ببینم که متوجه شدم پارک لنا دختر شریک جدیدمون اینجاست
سریع به سمتش رفتم و سلام کردم ........
تهیونگ : سلام بانوی زیبا .
لنا : سلامجناب تهیونگ شما اینجا چیکار میکنید میخواین مسابقه بدین ؟؟؟
تهیونگ : نه بابا اومدم مسابقه جونگکوک رو ببینم .
لنا : چییییی، جناب جئون موتور سواری میکنن؟؟؟
تهیونگ : موتور سواریش عالیه
لنا : پس من امروز ایشون رو تشویق میکنم
تهیونگ : عالیه
ویو لنا *
رزی گوشیش رو تو ماشین جا گذاشته بود منتظر بودم تا بیاد که یهو جناب تهیونگ رو دیدم و ایشون گفتن که جناب جونگکوک هم قراره مسابقه بده. داشتیم در مورد مسابقه حرف میزدیم که رزی اومد...
رزی : لنا صبر کن
لنا : وایسادم بیا
رزی : اومدم
رزی : اه ، سلام من کیم رزی دوست صمیمی لنا هستم خوشبختم .
تهیونگ : سلام من کیم تهیونگ هستم
من همینطور ، خوشبختم .
ویونویسنده ٬
تهیونگ ، لنا و رزی پیش جونگکوک رفتن و جونگکوک و رزی اشنا شدن ...
ویو جونگکوک*
داشتم برای مسابقه اماده میشدم و گرم میکردم که متوجه شدم ، تهیونگ و دختر اقای پارک و یه دختر دیگه که همسن پارک لنا بود دارن به سمتم میان اونا سلامکردن و اون دختر هم خودشو معرفی کرد .
«پرش زمانی به شروع مسابقه »
ویو لنا *
مسابقه شروع شد جناب جونگکوک خیلی خوب مسابقه میدادن و برنده شدن. داشتم تشویقش میکردم . که رزی در گوشم گفت ......
رزی : ببینم خیلی داری جناب جونگکوک رو تشویق میکنی . ببینم نکنه عاشق شدی و به من نگفتی که میکشمت .😈
لنا : برو بابا حال داری من فقط دارم تشویق میکنم و اینکه من ترو زود تر میکشم 😇
رزی : فکر نکنم ولی باشه ...
لنا : حالا خوب شد 😙
و بعد خندیدن 😂
ویو تهیونگ *
دیدم خانم لنا و دوستشون دارن میخندن برای همین گفتم .......
تهیونگ : خانم های زیبا به چی میخندن ؟
لنا : چیز مهمی نیست جناب تهیونگ
رزی : بله درسته
تهیونگ : اوکی میخواین بریم جونگکوک رو ببینیم ؟؟
لنا : بله
رزی : بله
ویو جونگکوک *
دیدم که به سمتم اومدن و بهم تبریک گفتن که لنا گفت ..........
لنا: جناب جئون میشه به من موتور سواری یاد بدین ؟؟؟
لنا ازم خواست که بهش موتور سواری یاد بدم منم قبول کردم چون دختر خوبیه و یاد میگیره ...
ویو لنا *
من از جناب جئون خواستم که به من موتور سواری یاد بده و ایشون قبول کردن و قراره که از فردا شروع کنیم.........
امیدوارم که خوشتون بیاد 🎀
قشنگا گزارش نکنید🎀
منم دارم زحمت میکشم 🎀
- ۳۲۹
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط