پارت
پارت ۴
حالا نشد ۷ تا لایک ولی حوصلم سر رفته بود گذاشتم
وی هانول کوک نمیتونست بیاد تو و من نا امید شدم که صدای یه نفر دیگه اومد
ویو کوک
هرچی التماس کردم هرچی تااش کردم هیچ کدومش اثر نداشت نا امید شده بود که یهو یکی اومد و به در ضربه میزد با شک و تعجب نگاش میکردم که گفت
؟ : مبخوای همینجوری نگام کنی یا ضربه بزنی به در؟
سریع از جام بلند شدم و به در ضربه زدیم که در باز شد با چیزی که دیدم خون جلو چشمامو گرفت دیدم پیرهن هانول رو در اورده بود و روی هانول بود و صورتش نزدیک هانول بود رفتم سراغ سوهو هلش دادم افتاد زمین رفتم کتکش زدم اومدم مشت بزنم دستمو گرفت و با پاه زدم به صورتش رفتم سراغ هانول که دیدم سوهو داره میخنده کتمو انداختم دور هانول و ۳ تامون رفتیم بیرون
کوک: هی ازت ممنونم که کمکم کردی
؟ :کاری نکردم
کوک : چرا کمکم کردی
؟ : چون اون همیسه منو میزنه و تهدیدم میکنه گفت الان فرصت خوبی تا اتقام بگیرم ولی این انتقام اون کارایی که با من کرده نبست ادامه داره
کوک: راستی ... امم... اسمت چیه
؟ : تهیونگ
ویو هانول
تهیونگ و کوک با تمام توانشون تونیتن درو باز کنن خوشحال شدم جونگ کوک وفتی منو دید که لباس تنم نیست خیلی عصبانی شد اومد و سوهو رو مثل چی زد و که نگاهم به تهیونگ افتاد نه نه باورم نمیشه چرا تهیونگ کمکمون کرد کوک اومد و دستمو گرفت و منو برد بیرون تهیونگ هم پشت سرمون اومد
(بچه ها تهیونگ از همونایی بوده که کوک و هانول رو عذیت میکرده ولی اگر انجام نمیداد سوهو اونو هم مثل کوک و هانول میزد)
(⚘شرت پارت بعد ۱۰ لایت ۵ کامنت⚘)
اگر امروز ۱۰ تا لایک زدید و ۵ تا کامنت گذاشتید همین امروز میزارم🌺
حالا نشد ۷ تا لایک ولی حوصلم سر رفته بود گذاشتم
وی هانول کوک نمیتونست بیاد تو و من نا امید شدم که صدای یه نفر دیگه اومد
ویو کوک
هرچی التماس کردم هرچی تااش کردم هیچ کدومش اثر نداشت نا امید شده بود که یهو یکی اومد و به در ضربه میزد با شک و تعجب نگاش میکردم که گفت
؟ : مبخوای همینجوری نگام کنی یا ضربه بزنی به در؟
سریع از جام بلند شدم و به در ضربه زدیم که در باز شد با چیزی که دیدم خون جلو چشمامو گرفت دیدم پیرهن هانول رو در اورده بود و روی هانول بود و صورتش نزدیک هانول بود رفتم سراغ سوهو هلش دادم افتاد زمین رفتم کتکش زدم اومدم مشت بزنم دستمو گرفت و با پاه زدم به صورتش رفتم سراغ هانول که دیدم سوهو داره میخنده کتمو انداختم دور هانول و ۳ تامون رفتیم بیرون
کوک: هی ازت ممنونم که کمکم کردی
؟ :کاری نکردم
کوک : چرا کمکم کردی
؟ : چون اون همیسه منو میزنه و تهدیدم میکنه گفت الان فرصت خوبی تا اتقام بگیرم ولی این انتقام اون کارایی که با من کرده نبست ادامه داره
کوک: راستی ... امم... اسمت چیه
؟ : تهیونگ
ویو هانول
تهیونگ و کوک با تمام توانشون تونیتن درو باز کنن خوشحال شدم جونگ کوک وفتی منو دید که لباس تنم نیست خیلی عصبانی شد اومد و سوهو رو مثل چی زد و که نگاهم به تهیونگ افتاد نه نه باورم نمیشه چرا تهیونگ کمکمون کرد کوک اومد و دستمو گرفت و منو برد بیرون تهیونگ هم پشت سرمون اومد
(بچه ها تهیونگ از همونایی بوده که کوک و هانول رو عذیت میکرده ولی اگر انجام نمیداد سوهو اونو هم مثل کوک و هانول میزد)
(⚘شرت پارت بعد ۱۰ لایت ۵ کامنت⚘)
اگر امروز ۱۰ تا لایک زدید و ۵ تا کامنت گذاشتید همین امروز میزارم🌺
- ۸۰
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط