{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑝𝑎𝑟𝑡10

𝑝𝑎𝑟𝑡10
اسم فیک:𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒

ویو ماریا:
با درد بدی از خواب بلند شدم دیدم تهیونگ نیست بلند شدم رفتم داهل حموم حموم کردم بعد یه لباس خوشگل پوشیدم رفتم بیرون که دیدم تهیونگ و جونگ کوک سر میز صحبونن

ماریا:صبح بخیر
تهیونگ جونگ کوک:صبح بخیر

(ماریا نشست کنار تهیونگ و صبحانه خوردن بعد میز رو جمع کردن)

پرش رمانی چهار سال بعد€~


سوهو:مامان....مامان
ماریا:جانم سوهو چته کل خونه رو گذاشتی رو سرت؟

تهیونگ:پسرم بیا اینجا وسیله هاتو جمع کن

سوهو:چشم بابا،راستی مامان عمو جونگ کوک کی میاد؟

ماریا:الان می.........
(صدای زنگ در)
ماریا:فکر کنم اومد سوهو برو در باز کن
سوهو:آخجون عمووو
(در و باز کرد و پرید بغل جونگ کوک«نارنگیا جونگ کوک‌هنوز سینگل به گوره»)

سوهو:سلام عمووووو
جونگ کوک:سلام زندگیم

(و این خانواده با هم تا آخر عمر به شادی زندگی کردن)

پایان،🍊
دیدگاه ها (۰)

خب نارنگیا رمان«𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒»هم تموم امشب دوباره یه رمان جدید مین...

فیک جدید*

𝑝𝑎𝑟𝑡9نارنگیا پارت نه رمان𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒 اسماته بیاین کامنتا

𝑝𝑎𝑟𝑡8اسم فیک:𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒تهیونگ:ماریا میای با منو جونگ کوک بریم ب...

(فردا صبح)ساعت ۸ صبح(ویو ات) آفتاب دقیقا تو تخم چشام بود برا...

Help me

.. MY DOLL.ویو صبح ا.توقتی از خواب بیدار شدم زیر شکمم خیلی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط