{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم

تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
بی جان شدم ولیک جهان در جهان شدم

زان دم که باختم دل و جان در قمار عشق
از هر چه عقل فرض کند، بیش از آن شدم

شهباز همتم چو پر و بال برگشاد
بالاتر از زمین و زمان و مکان شدم

تا با نشان شوم مگر از یار بی نشان
نام و نشان گذاشتم و بی نشان شدم

تا گشته ام گدای گدایان کوی تو
در ملک فقر پادشه شه نشان شدم

آزاده چون که گشت اسیری ز قید خویش
مطلق بکوی عشق و جنون داستان شدم...

#اسیری لاهیجی💐
دیدگاه ها (۰)

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

بگذار در نگاهت، ای آشنا بمیرمدردامن محبت، پروانه سا بمیرمدار...

چگونه تو را شعر نکنم؟و چگونه به دُرناهای دلتنگِچشمانم بگویمک...

ندهد هيچ گلى عطر خوش بوی تو رانفروشم به جهان پیچشی از موی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط