من از عشق نوشتم، تو مرا زمزمه کردی
من از عشق نوشتم، تو مرا زمزمه کردی
من از بوسه نوشتم، تو مرا وسوسه کردی
من از مهر شب و وصل و خیال تو نوشتم
شنیدی و تو خندیدی و رفتی و مرا مضحکه کردی
تو احساس مرا دیدی و در قالب یک طنز
بخندیدی و احساس مرا مسخره کردی
نرنجم ز تو ای عشق... تو خوش باش
نویسم به دریا، به ساحل که مرا تجربه کردی
نرنجم، ، نه نفرین، نه توهین
تو خوش باش و ز خوش بودن تو من
تفال زده بر حافظ دل مست
بدیدم، بدانم، بخواندم
که هرگز نتوانی، فراموش نمودن
من از بوسه نوشتم، تو مرا وسوسه کردی
من از مهر شب و وصل و خیال تو نوشتم
شنیدی و تو خندیدی و رفتی و مرا مضحکه کردی
تو احساس مرا دیدی و در قالب یک طنز
بخندیدی و احساس مرا مسخره کردی
نرنجم ز تو ای عشق... تو خوش باش
نویسم به دریا، به ساحل که مرا تجربه کردی
نرنجم، ، نه نفرین، نه توهین
تو خوش باش و ز خوش بودن تو من
تفال زده بر حافظ دل مست
بدیدم، بدانم، بخواندم
که هرگز نتوانی، فراموش نمودن
- ۸۶۱
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط