{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از عشق نوشتم تو مرا زمزمه کردی

من از عشق نوشتم، تو مرا زمزمه کردی
من از بوسه نوشتم، تو مرا وسوسه کردی

من از مهر شب و وصل و خیال تو نوشتم
شنیدی و تو خندیدی و رفتی و مرا مضحکه کردی

تو احساس مرا دیدی و در قالب یک طنز
بخندیدی و احساس مرا مسخره کردی

نرنجم ز تو ای عشق... تو خوش باش
نویسم به دریا، به ساحل که مرا تجربه کردی

نرنجم، ، نه نفرین، نه توهین
تو خوش باش و ز خوش بودن تو من

تفال زده بر حافظ دل مست
بدیدم، بدانم، بخواندم

که هرگز نتوانی، فراموش نمودن
همه احساس و غم دل که به دل مغلطه کردی...
دیدگاه ها (۵)

مرز جنونکلماتم رادر جوی سحر می‌شویملحظه‌هایم رادر روشنی بارا...

ای گل زیبای من ، بسیار می نازم به توعشق من ای بهترین دلدار ،...

بعضی ها !!!! آرامش مطلقند لبخندشان تلألو برق چشمانشان صدای آ...

همیشه خیابانزودتر از تو می رسیدو با من قدم می زدآنقدر کهپاها...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

پارت 107

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط