غیرممکن
غیرممکن
Part 1.
In the language of Jiso
تا پامو توی مدرسه گذاشتم بوی خون به مشامم رسید به به اینم یه روز جدید طبق معمول داشتن توی حیاط یه امگا رو کتک میزدن ازش فیلم میگرفتن سعی کردم با کم ترین جلب توجه از کنارشون رد شم وقتی اون امگا رو دیدم فقط برای خودمو امثال خودم احساس انزاجار داشتم باید باهاش روبهرو بشم وارد کلاس شدم نشون ندادم اما خیلی از اون دوتا میترسم روی صندلی نشستم طبق معمول یو جنا دختری که تو مدرسه همه ازش میترسن دوباره اومد بالای سرم
هی جوجه بلند شو امروز من میخوام اینجا بشینم
اما اینجا...
مو هامو کشید
با من مخالفت نکن گفتم بلند شو
چاره ای نداشتم بلند شدم داشتم دنبال جای جدیدی می گشتم که معلم اومد و دیگه خیلی دیر بود با فریاد فرستادم مدریت ولی خب این زندگیه هر روزم بود بهش عادت کرده بودم
*چرا من مثل بقیه پولدار نیستم؟ چرا من باید یه امگا باشم؟ چرا الهی ماه؟*
_م... معذرت.. می.. خوام. به الهه ماه قسم... ن
_توی هرزه به جرعت رفتی منو به دفتر گزارش دادی؟ حروم زاده دلت برای درد تنگ شده؟
_ ببخشید با اخره بخدا بار اخرمه مینه....
_اسم منو به دهنت نیار امگای بدبخت
_غلط کردم ببخشید
_نه اینطوری نمیشه بیا با من بریم
*دستمو گرفت و کشید*
_ترو خدا لطفا دیگه تکرار نمیشه
_بیا بیا دیگه دیره
دستمو ول کرد و منو تو دستشویی هل داد
_نه نکن ترو خدا ببخشید
در رو روم قفل کرد به در کوبیدم
_در رو باز کن ببخشید
_چقدر زبون در اوردی بچه
_قسم می خورم من نگفتم مینهو
_میری گم میشی بیرون گندتو درست می کنی وگرنه یه دنده سالم برات نمیزارم
_چ... چشم
با سرعت اومدم بیرون با عحز دستمو روی کمرم گذاشتم به سمت دفتر راه افتادم سرم پایین بود که به یکی خوردم سرمو که اوردم بالا همون دختر امگایی رو دیدم که مثل خودم همیشه براش قلدری می شد
_سلام ببخشید حواسم نبود
جیسو با سری پایین گفت
_اشکال نداره تقصیر من بود حالت خوبه؟
_من خوبم ولی تو انگار خیلی خوب نیستی
به دستم که رو کمرم بود اشاره کرد
_اا این چیزی نیست
_درکت می کنم منم خیلی بهم ظلم میشه ولی کسی نیست که صدام بشه
به دختر روبروم نگاه کردم یه دختر خیلی خوشگل با موهای قهویه بلند حالت دار
کیم جیسو یکی از امگا های بورسیه مثل خودم
بوی توت فرنگی شدت گرفتش نشونی از ناراحتیش میداد
_امم می خوام برم دفتر پرستاری میای؟
با خنده گفتم: چرا که نه
_مگه نمی خوای بری کلاس
_نه حوصله اش نیست
_جنی تو برو کلاست دیر شده
_اهههه دادلش چرا خودتون میمونید منه مجبور میکنید برم؟
_انقدر اذیت دخترم نکن ته
_دخترت خواهر منه چهیونگ
امیدوارم خوشتون بیاد البته این پارت خیلی طولانی تر بود💖 نشد اپ کنم😭
راستی بهم بگید رینا🖤
Part 1.
In the language of Jiso
تا پامو توی مدرسه گذاشتم بوی خون به مشامم رسید به به اینم یه روز جدید طبق معمول داشتن توی حیاط یه امگا رو کتک میزدن ازش فیلم میگرفتن سعی کردم با کم ترین جلب توجه از کنارشون رد شم وقتی اون امگا رو دیدم فقط برای خودمو امثال خودم احساس انزاجار داشتم باید باهاش روبهرو بشم وارد کلاس شدم نشون ندادم اما خیلی از اون دوتا میترسم روی صندلی نشستم طبق معمول یو جنا دختری که تو مدرسه همه ازش میترسن دوباره اومد بالای سرم
هی جوجه بلند شو امروز من میخوام اینجا بشینم
اما اینجا...
مو هامو کشید
با من مخالفت نکن گفتم بلند شو
چاره ای نداشتم بلند شدم داشتم دنبال جای جدیدی می گشتم که معلم اومد و دیگه خیلی دیر بود با فریاد فرستادم مدریت ولی خب این زندگیه هر روزم بود بهش عادت کرده بودم
*چرا من مثل بقیه پولدار نیستم؟ چرا من باید یه امگا باشم؟ چرا الهی ماه؟*
_م... معذرت.. می.. خوام. به الهه ماه قسم... ن
_توی هرزه به جرعت رفتی منو به دفتر گزارش دادی؟ حروم زاده دلت برای درد تنگ شده؟
_ ببخشید با اخره بخدا بار اخرمه مینه....
_اسم منو به دهنت نیار امگای بدبخت
_غلط کردم ببخشید
_نه اینطوری نمیشه بیا با من بریم
*دستمو گرفت و کشید*
_ترو خدا لطفا دیگه تکرار نمیشه
_بیا بیا دیگه دیره
دستمو ول کرد و منو تو دستشویی هل داد
_نه نکن ترو خدا ببخشید
در رو روم قفل کرد به در کوبیدم
_در رو باز کن ببخشید
_چقدر زبون در اوردی بچه
_قسم می خورم من نگفتم مینهو
_میری گم میشی بیرون گندتو درست می کنی وگرنه یه دنده سالم برات نمیزارم
_چ... چشم
با سرعت اومدم بیرون با عحز دستمو روی کمرم گذاشتم به سمت دفتر راه افتادم سرم پایین بود که به یکی خوردم سرمو که اوردم بالا همون دختر امگایی رو دیدم که مثل خودم همیشه براش قلدری می شد
_سلام ببخشید حواسم نبود
جیسو با سری پایین گفت
_اشکال نداره تقصیر من بود حالت خوبه؟
_من خوبم ولی تو انگار خیلی خوب نیستی
به دستم که رو کمرم بود اشاره کرد
_اا این چیزی نیست
_درکت می کنم منم خیلی بهم ظلم میشه ولی کسی نیست که صدام بشه
به دختر روبروم نگاه کردم یه دختر خیلی خوشگل با موهای قهویه بلند حالت دار
کیم جیسو یکی از امگا های بورسیه مثل خودم
بوی توت فرنگی شدت گرفتش نشونی از ناراحتیش میداد
_امم می خوام برم دفتر پرستاری میای؟
با خنده گفتم: چرا که نه
_مگه نمی خوای بری کلاس
_نه حوصله اش نیست
_جنی تو برو کلاست دیر شده
_اهههه دادلش چرا خودتون میمونید منه مجبور میکنید برم؟
_انقدر اذیت دخترم نکن ته
_دخترت خواهر منه چهیونگ
امیدوارم خوشتون بیاد البته این پارت خیلی طولانی تر بود💖 نشد اپ کنم😭
راستی بهم بگید رینا🖤
- ۴.۶k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط