{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به مادر قول داده بود بر می گردد …

به مادر قول داده بود بر می گردد …
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد
لبخند تلخی زد و گفت :
بچه م سرش می رفت ولی قولش نمی رفت
#وداع_با_لاله_ها
#تمام_آبروی_ما
دیدگاه ها (۱)

به روی سنگ قبرم اسمم را ننویسید …می خواهم هم چون دهها ش🌹ه🌹ید...

پیشونی بندها رو با وسواس زیر و رو میکرد …پرسیدم : دنبال چی م...

گفتند ش🌹ه🌹ید گمنامه ،پلاک هم نداشت، اصلا هیچ نشونه ای نداشت ...

به خدا قسم گمنام بودن بهتر استاز اینکه فردا افرادی وصایایم ر...

همخونه اجباری... پارت ۱۴۸«ویو جئون جونگ‌کوک»از لحظه‌ای که ات...

پارت آخر Pt⁵ : اعتراف آخر شب 🌙💜ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.فیل...

پارت ¹☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆به دنیا اومدن سوزوکی ،☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط