فصل چهار قسمت دوم ستاره من
فصل چهار قسمت دوم ستاره من
زینگ زینگ
آی : فکر کنم اومده
بعد از باز کردن در:
خانم پیتزا فروش : بفرمایید حساب کنید
آی : وای مرسی که برام آوردین خب من نقد میدم کارتم داخل اتاقمه
خانم پیتزا فروش: باش نقدم قبول میکنیم
بعد از پول دادنو در رو بستن:
آی با صدای بلند : آخیششششششششش
ایچیگو سایتو: آیییییی باز چیکار کردی نصف خونه رو خراب کردی
میاکو سان : میدونستم بخاطر گشنگیش غذا سفارش میده
آی : اه ببخشید فقط با داد بلندم گفتم آخیش حواسم نبود حالا بذارید غذامو بخورم
ایچیگو سایتو : سریع بخورو بخواب فردا کلی کار داریم ساعت یک شبههههه
آی : چشم
ایچیگو سایتو: آفرین
بعد از اینکه همه خوابیدن:
آی: خیله خب بخوریم
بعد از خوردن غذا:
آی : خیلی خوشمزه بود حالا برم بخوابم که رئیس منو نکشه
صبح:
ایچیگو سایتو : آی پاشوووو
آی : بزار یذره دیگه بخوابم
ایچیگو سایتو : یک کسی رو آوردم که قشنگ رو به رو ته
آی : اون کیه؟
ایچیگو سایتو: هیکارو کامیکی
آی : آها هیکارو کامیکی چی چیشد تو الان چی گفتییییییی
هیکارو کامیکی حتما گوشم اشتباه شنیده
ایچیگو سایتو: نه درست شنیده
آی : پس چرا صداشو نمیشنوم
ایچیگو سایتو: آقای هیکارو کامیکی میشه صحبت کنید با آی
هیکارو در ذهنش : این همون دختره نیست که توی شیرینی فروشی دیدم فکر کنم همون باشه خیلی خوش شانسم که با این دختره بازی کنم
هیکارو : سلام خانم هوشینو
آی : چییییی من من بیدارمممم اصلا هم خواب نبودممم
ایچیگو سایتو: آره جون خودت
آی : خب آره چرا باید خواب باشم؟
هیکارو: ببخشید میپرسم حالتون خوبه
آی با فاصله : معلومه حالم خوبه برم لباس بپوشم برای تمرین بازیگری
هیکارو در ذهنش: چرا ازم فاصله گرفت یعنی ازم خوشش نمیاد تمام دخترا واسم صف میکشن ولی این دختره آخه چطور میتونه ازم فاصله بگیره مهم نیست داخل مدرسه حتما ازش خواستگاری میکنم اون مال منه نه مال کس دیگه ای حتی اگه بزور هم شده مال خودم میکنمش تسلیم نمیشم اگه ردم کرد بازم سعیمو میکنم
بعد از آماده شدن آی:
آی : خب دیگه آماده م
هیکارو : خب بریم تمرین کنیم
آی: باشه
بعد رسیدن به جایی که باید تمرین کنن:
ایچیگو سایتو: آی باید روی صحنه بوسه ت روی هیکارو خوب تمرکز کنی مثل دفعات قبل نشه بار ها بارها فیلمبرداری کردیم اونم ۵۰ بار آخرش تونستی یه بوسه درست و حسابی بهش بدی
آی : چی این فیلم هم بوسه داره دیگه خسته شدم
هیکارو در ذهنش : اون حتی دوست نداره بهم دست بزنه آخه چرا مگه چیکارش کردم باید عاشق خودم کنمش نمیدونم چرا ازش خوشم اومده ولی داخل فیلم کلی سعیمو میکنم مطمئنم دو دقیقه ای بخاطر نقشم عاشقم میشه باید تو نقشم خیلی بدرخشم مطمعنم که میتونم...... ادامه دارد
زینگ زینگ
آی : فکر کنم اومده
بعد از باز کردن در:
خانم پیتزا فروش : بفرمایید حساب کنید
آی : وای مرسی که برام آوردین خب من نقد میدم کارتم داخل اتاقمه
خانم پیتزا فروش: باش نقدم قبول میکنیم
بعد از پول دادنو در رو بستن:
آی با صدای بلند : آخیششششششششش
ایچیگو سایتو: آیییییی باز چیکار کردی نصف خونه رو خراب کردی
میاکو سان : میدونستم بخاطر گشنگیش غذا سفارش میده
آی : اه ببخشید فقط با داد بلندم گفتم آخیش حواسم نبود حالا بذارید غذامو بخورم
ایچیگو سایتو : سریع بخورو بخواب فردا کلی کار داریم ساعت یک شبههههه
آی : چشم
ایچیگو سایتو: آفرین
بعد از اینکه همه خوابیدن:
آی: خیله خب بخوریم
بعد از خوردن غذا:
آی : خیلی خوشمزه بود حالا برم بخوابم که رئیس منو نکشه
صبح:
ایچیگو سایتو : آی پاشوووو
آی : بزار یذره دیگه بخوابم
ایچیگو سایتو : یک کسی رو آوردم که قشنگ رو به رو ته
آی : اون کیه؟
ایچیگو سایتو: هیکارو کامیکی
آی : آها هیکارو کامیکی چی چیشد تو الان چی گفتییییییی
هیکارو کامیکی حتما گوشم اشتباه شنیده
ایچیگو سایتو: نه درست شنیده
آی : پس چرا صداشو نمیشنوم
ایچیگو سایتو: آقای هیکارو کامیکی میشه صحبت کنید با آی
هیکارو در ذهنش : این همون دختره نیست که توی شیرینی فروشی دیدم فکر کنم همون باشه خیلی خوش شانسم که با این دختره بازی کنم
هیکارو : سلام خانم هوشینو
آی : چییییی من من بیدارمممم اصلا هم خواب نبودممم
ایچیگو سایتو: آره جون خودت
آی : خب آره چرا باید خواب باشم؟
هیکارو: ببخشید میپرسم حالتون خوبه
آی با فاصله : معلومه حالم خوبه برم لباس بپوشم برای تمرین بازیگری
هیکارو در ذهنش: چرا ازم فاصله گرفت یعنی ازم خوشش نمیاد تمام دخترا واسم صف میکشن ولی این دختره آخه چطور میتونه ازم فاصله بگیره مهم نیست داخل مدرسه حتما ازش خواستگاری میکنم اون مال منه نه مال کس دیگه ای حتی اگه بزور هم شده مال خودم میکنمش تسلیم نمیشم اگه ردم کرد بازم سعیمو میکنم
بعد از آماده شدن آی:
آی : خب دیگه آماده م
هیکارو : خب بریم تمرین کنیم
آی: باشه
بعد رسیدن به جایی که باید تمرین کنن:
ایچیگو سایتو: آی باید روی صحنه بوسه ت روی هیکارو خوب تمرکز کنی مثل دفعات قبل نشه بار ها بارها فیلمبرداری کردیم اونم ۵۰ بار آخرش تونستی یه بوسه درست و حسابی بهش بدی
آی : چی این فیلم هم بوسه داره دیگه خسته شدم
هیکارو در ذهنش : اون حتی دوست نداره بهم دست بزنه آخه چرا مگه چیکارش کردم باید عاشق خودم کنمش نمیدونم چرا ازش خوشم اومده ولی داخل فیلم کلی سعیمو میکنم مطمئنم دو دقیقه ای بخاطر نقشم عاشقم میشه باید تو نقشم خیلی بدرخشم مطمعنم که میتونم...... ادامه دارد
- ۱.۴k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط