{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه ترسیدم...

همیشه ترسیدم...
ترسیدم از اومدن ادمی تو زندگیم
که بهش وابسته شم و بعدش
تو اوج دلگرمیم ولم کنه
ترسیدم از این که
پشتم خالی شه
ترسیدم که تنها شم
ترسیدم که ترد شم
ترسیدم که ضعیف شم:)
ترسیدم از بی احساس شدن
تا اونجایی که یادم میاد از همه چی ترسیدم
و الان همه این ترس هام
بع عادت تبدیل شدع:)
دیدگاه ها (۶)

کـسے کـہ نخـواد حـالتو بفهـمہبـا پروفایـل سیـاهـ و ...

no cm plz :)

......

ژژژژژژژژییییییییییییییییییییییییییییییـــــــــــــــــــــغ...

بوسه مرگ "پارت ۱۱"ویو ا.ت همون‌جا کنار در ایستاده بودم..دست‌...

زمرد های صورتی پارت⁸ویو نویسنده °^دمیتریوس رفت پیش دامیان دم...

★彡   Part 1 彡★ ( رینا ) بوی نودل تازه رو وارد ریه هام کردم.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط