{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت⁹⁴

ویو نویسنده
آلیسا بلاخره بعد از ¹⁵مین ساکت شد،هیچکس حرفی نمیزد،ات پیش آنا رفت و آروم گفت

ات:ته و کوک کجا رفتن؟

آنا:نمیدونم،فقط گفتم اینجا نمونن،هم بخاطر کوک هم آلیسا

ات:اوهوم کار خوبی کردی،اوضاع اگه به هم دیگه اعتراف کرده بودن بدتر میشد

آنا:وای آره

ویو تهیونگ
با کوک از خونه بیرون اومدم،مشخص بود خیلی اعصبانیه،سوار ماشین شدم و بدون مقصد حرکت کردم،بعد از چند مین رانندگی جایی وایسادم،سمت کوک برگشتم،،هنوز هم عصبانی بود

تهیونگ:هی کوک آروم باش،کاری از دست تو برنمیاد،تازه شماها که باهم نبودین که

جونگ کوک:من..تازه..داشتم بهش علاقه پیدا میکردم،اما اما چیشد!؟اینماز قبل نامزد داشت

تهیونگ:اشکال نداره کوک،خودتو جمع کن مرد،شاید اصلا قسمت هم نبودین

جونگ کوک پوزخندی زد

جونگ کوک:قسمت؟هوم جالبه،اره شاید راست بگی،شاید ما اصلا به درد هم نمیخوردیم

انگار کمی آروم شده بود؛حدودا یک ساعت بیرون بودیم

تهیونگ:هی کوک!خونه میریم؟

جونگ کوک:خونه؟چرا؟مگه خونه دخترا نمیریم؟

تهیونگ:مطمعنی میخوای بریم اونجا؟

جونگ کوک:اره،بریم

ماشین رو روشن کردم و

ادامه دارد...

شرط ها
۱۰ بازنشر
۲۰ لایک
دیدگاه ها (۵)

آیدل جذاب من پارت⁹⁵به سمت خونه دخترا رفتیم،موقعی که داشتم را...

آیدل جذاب من پارت⁹⁶ویو نویسنده صبحآلیسا با سرد درد از خواب ب...

آیدل جذاب من پارت⁹³ویو آلیسابعد از اینکه بابام بهم زنگ زد،فه...

آیدل جذاب من پارت⁹²ویو نویسنده آلیسا سعی میکرد گریه نکنهات:آ...

شب تولدم پارت 54فصل دوم پارت 25ات: کجا جونگ کوک: بخواب عشقم ...

شب تولدم پارت 52فصل دوم پارت 23ات: ممنونم شب: جونگ کوک: خب پ...

ویو آت :جونگ کوک آمد پشت در و بهم وسیله داد آمدم کارهام رو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط