نمیدونم تا حالا نیش زنبور رو چشیدی یا نه؟
نمیدونم تا حالا نیش زنبور رو چشیدی یا نه؟
وای که چقدر سوز و درد داره دور از جونتون!
یادمه یه روز که عطرگل محمدی زده بودم متوجه شدم یه زنبور دور و ورم می پلکه!
این دیگه از کجا پیداش شد؛
چندبار خواستم دورش کنم اما نمیشد ، از سماجتش کفرم داشت درمیومد!
بعد ازکلی تلاش یه دفعه نکته ای به ذهنم خطور کرد:
تقصیر خودم بوده!
چـــــــــــــــــــــــــــرا؟
چون من عطری زده بودم که اونو تحریک کرده بود
و بدون اینکه بفهمم اونو به هیجان درآورده بود.
آخه معلوم بود که زنبور عاشق گل و عطر ومن با زدن عطر توجهش رو جلب کرده بودم،
من که حوصله اداهاشو نداشتم و از این جلف بازی هاش به تنگ اومده بودم سعی میکردم از خودم دورش کنم...
تو همین گیر و دار
آخخخخ!
ســـــوختم !
آره ؛ نیش عاشقانه زنبور بود که به بالای ابروی چشمم خورد وبعد...
یه قُلمبه بزرگــــــــــ بالای ابروم!
مُردم از درد...
این هم سزای تحریک کردن زنبور...
به قول خـــــدای عزیزم: << آنچه از بدي به تو میرسه از خودته >> حالا حرفم اینه:
تو...دوستم...خواهـــرم
اگه اُدکلنی زدی یا خودت رو مثل گلی آرایش کردی و موهاتو بیرون انداختی ؛
و بیرون رفتی یقین بدون که پسرها و مردهایی رو به هوس میندازی ،
پسرهایی که چه بسا ممکنه از اخلاق و منش و... اونا متنفر باشی
اما اونا تورو ول نمیکنن و اگه خیلی بخوای ازشون بخاطر عفت و پاکدامنی کناره بگیری
نیششونو میزنن و صورت زیبای عفتت رو با ورم اتهام زشت میکنن،
اما واقعاً تو این سوز بدبختی ،
خودت هم مقصر نیستی؟
حرف خُــدا یادت نره:
" آنچه از بدي ها به تو رسد از سوی خود توست " : << و ما اصابَکَ مِن سَیئهٍ فَمِن نَفسِک >>
سوره ی نســــاء / آیه ۷۹
وای که چقدر سوز و درد داره دور از جونتون!
یادمه یه روز که عطرگل محمدی زده بودم متوجه شدم یه زنبور دور و ورم می پلکه!
این دیگه از کجا پیداش شد؛
چندبار خواستم دورش کنم اما نمیشد ، از سماجتش کفرم داشت درمیومد!
بعد ازکلی تلاش یه دفعه نکته ای به ذهنم خطور کرد:
تقصیر خودم بوده!
چـــــــــــــــــــــــــــرا؟
چون من عطری زده بودم که اونو تحریک کرده بود
و بدون اینکه بفهمم اونو به هیجان درآورده بود.
آخه معلوم بود که زنبور عاشق گل و عطر ومن با زدن عطر توجهش رو جلب کرده بودم،
من که حوصله اداهاشو نداشتم و از این جلف بازی هاش به تنگ اومده بودم سعی میکردم از خودم دورش کنم...
تو همین گیر و دار
آخخخخ!
ســـــوختم !
آره ؛ نیش عاشقانه زنبور بود که به بالای ابروی چشمم خورد وبعد...
یه قُلمبه بزرگــــــــــ بالای ابروم!
مُردم از درد...
این هم سزای تحریک کردن زنبور...
به قول خـــــدای عزیزم: << آنچه از بدي به تو میرسه از خودته >> حالا حرفم اینه:
تو...دوستم...خواهـــرم
اگه اُدکلنی زدی یا خودت رو مثل گلی آرایش کردی و موهاتو بیرون انداختی ؛
و بیرون رفتی یقین بدون که پسرها و مردهایی رو به هوس میندازی ،
پسرهایی که چه بسا ممکنه از اخلاق و منش و... اونا متنفر باشی
اما اونا تورو ول نمیکنن و اگه خیلی بخوای ازشون بخاطر عفت و پاکدامنی کناره بگیری
نیششونو میزنن و صورت زیبای عفتت رو با ورم اتهام زشت میکنن،
اما واقعاً تو این سوز بدبختی ،
خودت هم مقصر نیستی؟
حرف خُــدا یادت نره:
" آنچه از بدي ها به تو رسد از سوی خود توست " : << و ما اصابَکَ مِن سَیئهٍ فَمِن نَفسِک >>
سوره ی نســــاء / آیه ۷۹
- ۱.۹k
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط