{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیست

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیست
التماست می کنم این بی خیالی خوب نیست

خنده های رفتنت در کوچـــه ها ویــران گرند

گریه های ماندنم در این حوالی خوب نیست

مادرم می گفت:شاید یک غروبی آمدی

انتظار سرنوشت احتمالی خوب نیست

بی تو مشغــول تمـــام ِ خاطرات رفته ام

ای تمام هستی ام خوداشتغالی خوب نیست

کـــــوزه ای هستم کـــه با درد ترک خو کرده ام

جابه جایی های این ظرف سفالی خوب نیست

چون رمیدن های آهـــو نازهایت جالب است

دشت چشمم را نکن حالی به حالی خوب نیست

بعد از این حال من و این کوچــه و این باغ گل

از نبودت مثل این گلهای قالی خوب نیست
دیدگاه ها (۱)

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورمحالا که سهم من نشدی کم بیاور...

نیمی از جــان مرا بردی ، محبت داشتینیم باقیمانده هم هر وقت ف...

دست‌هایت روسری را از وسط تا می‌کنداین مثلث در مربــع سخت غوغ...

نمی رنجــم اگــر کاخ مرا ویرانــه می خواهدکه راه عشق آری طاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط