{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام کنار پنجره ی خاطراتم...

نشسته ام کنار پنجره ی خاطراتم...
چای می نوشم...
و غرق شده در خاطرات کودکی هایم..
چه زود گمشان کردم...
چه زود فراموش شدند...
شاید من زود بزرگ شدم...!

چایم عطر اسباب بازی های کودکانه ام می گیرد..
عطر خاله بازی ها و قایم موشک بازی ها و ...



و آنچــــــــــــــــــه که زیبا نیست
زندگی نیست!
روزگارســـــــــــــت...

ظهر بهاریتون بخیر💫
دیدگاه ها (۲)

امروز از فرط بی حوصلگی، تصمیم گرفتم یه نگاه ب کتابای دوران ا...

اینم یادداشت یکی از مهربونترین دوستامه که الانم هم رشته و هم...

دل نوشته ای می نویسمبرای کسی که دوستش دارم...برای کسی که می ...

زورق آرزوهایم به گِل نشسته است....چه کسی مرا خواهد فهمید؟..د...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

سه تایی با هم از اتاق اومدیم بیرون. تهیونگ همون‌طور که سورا ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط