{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر چه قلب من دیوانه به نامت شده است

گر چه قلب من دیوانه به نامت شده است
عاشق مهر رخت یا که مرامت شده است

یک نظر کردی و رفتی و ندانی که چه شد
بعد تو باز درین شهر قیامت شده است

خاک و خون شد همه در کوچه ی تنهایی دل
آری آری که کنون وقت غرامت شده است

بسکه آزرده شده خاطر دلبسته ی ما
تا ابد مهر کسی بر تو حرامت شده است

قامت سروی تو سبز تر از دشت ارم
گر چه دل بر سر جان از قد و قامت شده است

یک نظر از تو نشد قسمت اقبال بدم
بی نصیب همچو منی کس ز کلامت شده است ؟

گر چه ماه رخ تو داس بر این خرمن من
حاصلم سرزنش و کوه ملامت شده است

اشتیاق من و عطشانی این دشت جنون
عاقبت بر دل تو بار ندامت شده است

دل آزاده ی من بند شده کنج غمی
گر چه دیوانه ی تو عاشق رامت شده است

همچنان باز به انکار "حزین" سعی نکن
باورت کرده چنین کشته و خامت شده است
دیدگاه ها (۳)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

گر چه قلب من دیوانه به نامت شده استعاشق مهر رخت یا که مرامت ...

ای فرستاده سلامم به سلامت باشیغمم آن نیست که قادر به غرامت ب...

اگرچه آینه ی دل چو جام لعل،شکستم..... زخون دیده به هر قطره ...

لعنت به من و این دل دیوانه ی زارملعنت به تو و هرچه که از یاد...

لعنت به من و این دل دیوانه ی زارملعنت به تو و هرچه که از یاد...

تو چه کردی که شدم عاشق دلداده ی توگشته ام مست و خراباتی میخا...

تو چه کردی که شدم عاشق دلداده ی توگشته ام مست و خراباتی میخا...

تو چه کردی که شدم عاشق دلداده ی توگشته ام مست و خراباتی میخا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط