my ex

my ex
p.19


راهرو خلوت بود. صدای بقیه از دور می‌اومد، ولی اون‌جا فقط دو نفر بودن: جونگ‌کوک و ا.ت.
ا.ت داشت وسایلش رو جمع می‌کرد که صدای قدم‌های تند پشت سرش رو شنید.

-ا.ت، صبر کن.

وا نمی‌ایسته.
سرش پایین، دستش روی زیپ کیف.

-گفتم صبر کن، فقط یه دقیقه.

ا.ت بدون این‌که برگرده، کیف رو روی شونه‌اش می‌ندازه.

+دیرم شده.

-باشه، تو راه حرف می‌زنیم، فقط بذار—

برمی‌گرده.
خیلی آروم.
خیلی سرد.

+جونگ‌کوک، من نگفتم می‌خوام حرف بزنم.

یک‌ثانیه سکوت.
جونگ‌کوک جا می‌خوره، اما جلوتر نمیاد. فقط دست‌هاش تو جیب.

-من فقط می‌خوام یه بار همه‌چی رو توضیح بدم. بعدش اگه خواستی، نادیده‌م بگیر. ولی الان… این‌طوری که فقط فرار می‌کنی…

ا.ت می‌خنده.
اون خنده‌ی تلخِ بی‌صدا.

+«فرار؟»دو قدم به سمتش میاد. فاصله‌شون هنوز امنه، ولی نگاهش نه.

+تو کسی هستی که راحت رفتی سمت یه نفر دیگه. حالا به من می‌گی فرار؟

جونگ‌کوک چشم‌هاش رو می‌بنده، نفسش رو حبس می‌کنه.

-من نرفتم سمت کسی. اون شبی که دیدی… اصلاً اون‌طوری که—

+نشنیده گرفتم.

این رو خیلی تمیز می‌گه.
سرش رو کمی کج می‌کنه، انگار از یه بچه لجباز خسته شده.

+من توضیح نمی‌خوام. تو دیر اومدی. خیلی دیر.

-دیر هم که باشه، هنوز… من هنوز دوستت دارم، این عوض نشده.

ا.ت پلک نمی‌زنه.
هیچ واکنشی. انگار یه جمله‌ی معمولی شنیده.

+مشکل همین‌جاست. تو همیشه دیر می‌فهمی............

ادامه دارد............
پارت بعدی هدیه هست بخاطر اینکه دیر گذاشتم
دیدگاه ها (۳)

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

Forbidden love①②ا/ت: جئون جونگ‌کوک؟ تو اینجا چیکار می‌کنیکوک...

تکپارتی جونگ کوک

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط