مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

قل هوالله بزاید زلبش، رمز احد
لم یلد گوید و لم یولد و الله صمد
این تمنا ز احد در دل او رفته زحد:
می وصلی بچشان - تا در زندان ابد
بشکنم - از خم وحدت که چنین جوشان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
 
محرمان حلقه زده در پی پیغامی چند:
 «چشم اِنعام مدارید ز اَنعامی چند» 
«فرصتِ عیش نگه دار و بزن جامی چند»
که نماندست ره عشق مگر گامی چند
در بلائیم ولی عشق بلا گردان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

امشب است آنکه «ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند»
«با من راه نشین باده مستانه زدند»
«قرعه فال به نام من دیوانه زدند»
یوسفِ فاطمه را ننگِ جهان زندان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

هان که گوی فلک صدق به چوگان من است 
ساحت کون و مکان عرصه میدان من است
دیدة فتح ابد عاشق جولان من است
هر چه در عالم امر است به فرمان من است
پیش ما آتش نمرود گلِ بستان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
دیدگاه ها (۲)

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

امـشـبـی را شـه دیـندر حـرمش مهمان استظــهــر فــردا بــدنــ...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ✹✿ظهر فردا بدنش زیر سم اسب...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان استظهر فردا بدنش زیر سم اسبان ...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان استظهر فردا بدنش زیر سم اسبان ...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان استظهر فردا بدنش زیر سم اسبان ...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ✹✿ظهر فردا بدنش زیر سم اسب...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است،ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان...

🏴 امشبی را شه دین در حرمش مهمان استظهر فردا بدنش زیر سم اسب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط