{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

~سرکشان نامرئی~

~سرکشان نامرئی~
پارت۴
شرط پارت بعدی ۱۲ تا لایک و ۳ تا بازنشر

در یکی از روز های تابستانی در گرمی هوا
آن دو پسر بسیار گرسنه شدند،پس طبق روال همیشگی‌شان به سراغ شکار افراد اژدهای خونی رفتند..اژدهای خونی هیچوقت انقدر باهوش نبود اما امروز با تغییر چهره و شواهدی که در دست داشت پلیس ها را به اطراف عمارتش گذاشت و تصمیم گرفت آن دو پسر رو در دام پلیس ها بیندازد
ولی وقتی آن دو پسر به عمارت رسیدند و با آمادگی کامل البته همراه با بادیگارد هایشان از دور بعد از دستور مثبت دادن برای شلیک کردن توسط ببر تشنه آن مکان را با پلیس هایی که تمام حواس آنها به پول بود تیر بارون کردند و تمامی پلیس ها با بعضی از افراد اژدهای خونی را کشته شدند در آن موقعیت خرگوش وحشی دستور داد:
خ.و(خرگوش وحشی):بی مصرفا برید لاشه هارو جمع کنید بزارید تو ماشین که قرار تا دو هفته غذا داشته باشیم
بآ(بادیگارد‌ها یا افرادشان):چشم ارباب
ب.ت(ببر تشنه):خرگوشی از این وحشی بودنت خوشم میاد
خ.و:شب کارت دارم ببر کوچولوم ب.ت:چشم بیب
بعد از جمع کردن جنازه‌ها توسط افراد آن‌دو به سمت عمارت بزرگشان حرکت کردند
دیدگاه ها (۰)

ادیت خودم..خوبه؟احساس میکنم یکم ریدم..

ادیت خودم..

~سرکشان نامرئی~پارت ۳هیچکس نمیدانست آن‌دو کجا زندگی می‌کنند ...

بیب فردا منتظرتم..

~سرکشان نامرئی~پارت ۲شرط پارت بعدی ۵ تا لایک و ۲ تا بازنشر ه...

( خون آشام تشنه به خون )پارت دوم ویو راوی : وقتی که رفت داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط