{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما 4 تا دوست صمیمی بودیم . وقتی امتحانات دبیرستان را دادی

ما 4 تا دوست صمیمی بودیم . وقتی امتحانات دبیرستان را دادیم ، من و دو تا از دوستام قبول شدیم . اما دوست چهارم رد شد .
من و دوستام که قبول شده بودیم وارد دانشگاه شدیم و تلاش کردیم و فارغ التحصیل شدیم.
و خدا رو شکر پیش اون دوستمون که رد شده بود مشغول به کار شدیم .....
خدا خیرش بده
#عکاسی
#طنز
عکاس: خودم
دیدگاه ها (۱۴)

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

Ali:امروز سالگرد پرتاب خانم انوشه انصاری اولین زن ایرانی به ...

ﺷﻮﻫﺮه داشته ﺟﯿﮕﺮ می پخته،ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺵ ﺍﺯﺵ ﻣﯿـﭙﺮﺳﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﯽ ﻣﯿـﭙﺰﯼ؟...

زلال ترین شبنم شادی را همیشه بر لبانت آرزو دارمنه برای امروز...

Part 3

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleقسمت دوم : کیتی : کا...

پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط