{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،
به جای عذرخواهی و کمک کردن به پیر زن شروع کرد به خندیدن و مسخره کردن،
سپس راهش را ادامه داد و رفت،

پیرزن صدایش زد و گفت: چیزی از تو افتاده است،
جوان به سرعت برگشت و شروع به جستجو نمود،
پیرزن به او گفت: مروت و مردانگی ات به زمین افتاد، هرگز آن را نخواهی یافت!

"زندگی اگر خالی از ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد، هیچ ارزشی ندارد"

#عکاسی
عکاس: خودم
دیدگاه ها (۳۴)

Ali:امروز سالگرد پرتاب خانم انوشه انصاری اولین زن ایرانی به ...

Ali:ﻣﻌﻠﻢ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﯼ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟معصومه : ﻋﺮﻭﺳﯽﻣﻌﻠﻢ : ﻧﺨﯿﺮ ...

ما 4 تا دوست صمیمی بودیم . وقتی امتحانات دبیرستان را دادیم ،...

ﺷﻮﻫﺮه داشته ﺟﯿﮕﺮ می پخته،ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺵ ﺍﺯﺵ ﻣﯿـﭙﺮﺳﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﯽ ﻣﯿـﭙﺰﯼ؟...

یخبندان تاریک

"شب‌خاص"'پارت نوزدهم'P¹⁹اون روز بالاخره می‌تونستند بعد از دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط