{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،
به جای عذرخواهی و کمک کردن به پیر زن شروع کرد به خندیدن و مسخره کردن،
سپس راهش را ادامه داد و رفت،

پیرزن صدایش زد و گفت: چیزی از تو افتاده است،
جوان به سرعت برگشت و شروع به جستجو نمود،
پیرزن به او گفت: مروت و مردانگی ات به زمین افتاد، هرگز آن را نخواهی یافت!

"زندگی اگر خالی از ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد، هیچ ارزشی ندارد"

#عکاسی
عکاس: خودم
دیدگاه ها (۳۴)

پارت ۳۰ (فعلا با همین پیش بریم ببینیم اون دوتای دیگه رو چیکا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ وقتی استادت بود و عاشقت شد...🪐🩵🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕همین که ا...

با نامِ خدایی که زیبایی را در پوشش و شکوه را در وقار نهاده ا...

🗒 جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و ...

📌 داستان پیرزن و دوچرخه سوارجوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخ...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

جوانی با دوچرخه اش با پیرزنی برخورد کرد و به جای اینکه از او...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

جوانی با دوچرخه اش به پیرزنی برخورد کرد،به جای عذرخواهی و کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط