{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیک بهت دروغ گفتم فهمید که شعره مال من نبود

جِیک: بهت دروغ گفتم. فهمید که شعره مال من نبود.
چارلی: منم جای تو بودم دروغ می‌گفتم. کیه که بخواد قبول کنه هیچ گ*ه‌*ی نیست؟

نمایشنامه سنگ ها در جیب هایش
نوشته مری جونز
دیدگاه ها (۲۷)

پزشکی هنر نیست که بشه توش ایهام گذاشتاین زخم چاقوئه یعنی این...

:(((( #لیله_القدر_امام_علی_مذهبی_رمضان

دست خط منتسب به امیرکبیر در شب قدر...

هدامه تکپارتی میشه یه سناریو بنویسی وقتی بهت خیانت میکنن و م...

ماه‌من𝐩𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎×آره بریم تا دیر نشده...عروسی...عروسی دوست آلفرد...

دو رگه عشق پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط