_همیشه خواب ها
_همیشه خواب ها
از ارتفاع ساده لوحی خود پرت می شوند و می میرند
من شبدر چهارپری را می بویم
که روی گور مفاهیم کهنه روییده ست
آیا زنی که در کفن انتظار و عصمت خود خاک شد،
جوانیِ من بود ؟! ،
وجودم تبدیل به باتلاقی شده
ذره ذره وجودم را می بلعد
نه، آینده نیز برایم چیزی جز تاریکیه
مطلق نیست
هیچ کس صدای ضجه هایم را نشنید
خرمایی خوردند،فاتحه ای نثارم کردندورفتند
اما همچنان من ماندم و سیاهی وسرما و سکوت گورستان.....
از ارتفاع ساده لوحی خود پرت می شوند و می میرند
من شبدر چهارپری را می بویم
که روی گور مفاهیم کهنه روییده ست
آیا زنی که در کفن انتظار و عصمت خود خاک شد،
جوانیِ من بود ؟! ،
وجودم تبدیل به باتلاقی شده
ذره ذره وجودم را می بلعد
نه، آینده نیز برایم چیزی جز تاریکیه
مطلق نیست
هیچ کس صدای ضجه هایم را نشنید
خرمایی خوردند،فاتحه ای نثارم کردندورفتند
اما همچنان من ماندم و سیاهی وسرما و سکوت گورستان.....
- ۴۷۵
- ۰۲ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط