p
p:16
جونگکوک، اسلحه به دست مقابل جانگسو ایستاده بود. با خشم بهش خیره بود. ا.ت در گوشهای وایساده بود و نمیتونست این صحنه رو باور کنه! هرچند از جنایت پدرش خبر نداشت اما میتوانست ببینه که جونگکوک گرفتار خشم و درد گذشتهاش شده.
جانگسو:(با خونسردی) پس انتقام تو اینه؟ میخوای از دخترم برای اینکار استفاده کنی؟
جونگکوک:(مصمم) اون چیزی که تو ازم گرفتی، هیچوقت قابل جبران نیست. این تنها فرصتیه که میتونم عدالت رو اجرا کنم.
ا.ت:(با فریاد) جونگکوک! این راه درستی نیست. انتقام تو چیزی رو تغییر نمیده، فقط تورو نابود میکنه.
جونگکوک با تردید به ا.ت نگاه کرد . بالاخره حرف های یک نفر به دلش نشست! اما خشم و دردش همچنان اون رو میسوزوند! می دونست تصمیمی که در این لحظه میگیره مسیر زندگی اش رو برای همیشه تغییر میده.
-----
زمان:
چند دقیقه بعد، مکان مخفی
جونگکوک اسلحه رو پایین آورد. چشمانش پر از اشک بود اما.. اما صدایش هنوز خشن و برنده بود!
جونگکوک:(بلند) نه. من مثل تو نیستم جانگسو. من زندگی کسی رو نمیگیرم حتی اگه به حق باشه و حقم باشه.
جانگسو:(تعجب) پس چرا منو اوردی اینجا؟
جکنگکوک:(نگاه سرد) چون میخوام بفهمی عدالت واقعی چجوریه. پلیس ها توی راه هستن.
ا.ت با اشک هایش لبخندی زد. می دونست جونگکوک سختی های زیادی رو کشیده اما با وجود اینهمه سختی میتونست قلب مهربون و پاکی داشته باشه!
#بی_تی_اس #جونگکوک#تهیونگ#جیمین#شوگا#نامجون#جیهوپ#جین
جونگکوک، اسلحه به دست مقابل جانگسو ایستاده بود. با خشم بهش خیره بود. ا.ت در گوشهای وایساده بود و نمیتونست این صحنه رو باور کنه! هرچند از جنایت پدرش خبر نداشت اما میتوانست ببینه که جونگکوک گرفتار خشم و درد گذشتهاش شده.
جانگسو:(با خونسردی) پس انتقام تو اینه؟ میخوای از دخترم برای اینکار استفاده کنی؟
جونگکوک:(مصمم) اون چیزی که تو ازم گرفتی، هیچوقت قابل جبران نیست. این تنها فرصتیه که میتونم عدالت رو اجرا کنم.
ا.ت:(با فریاد) جونگکوک! این راه درستی نیست. انتقام تو چیزی رو تغییر نمیده، فقط تورو نابود میکنه.
جونگکوک با تردید به ا.ت نگاه کرد . بالاخره حرف های یک نفر به دلش نشست! اما خشم و دردش همچنان اون رو میسوزوند! می دونست تصمیمی که در این لحظه میگیره مسیر زندگی اش رو برای همیشه تغییر میده.
-----
زمان:
چند دقیقه بعد، مکان مخفی
جونگکوک اسلحه رو پایین آورد. چشمانش پر از اشک بود اما.. اما صدایش هنوز خشن و برنده بود!
جونگکوک:(بلند) نه. من مثل تو نیستم جانگسو. من زندگی کسی رو نمیگیرم حتی اگه به حق باشه و حقم باشه.
جانگسو:(تعجب) پس چرا منو اوردی اینجا؟
جکنگکوک:(نگاه سرد) چون میخوام بفهمی عدالت واقعی چجوریه. پلیس ها توی راه هستن.
ا.ت با اشک هایش لبخندی زد. می دونست جونگکوک سختی های زیادی رو کشیده اما با وجود اینهمه سختی میتونست قلب مهربون و پاکی داشته باشه!
#بی_تی_اس #جونگکوک#تهیونگ#جیمین#شوگا#نامجون#جیهوپ#جین
- ۱۱.۰k
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط