روزهای رفته ی سال را ورق میزنم
روزهای رفته ی سال را ورق میزنم
چه خاطراتی که زنده نمیشود
چه روزهایی که دلم میخواست تا ابد تمام نشود
و چه روزهایی که هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد
چه فکر ها که آرامم کرد و چه فکر ها که روحم را ذره ذره فرسود
چه لبخند هایی که بی اختیار بر لبانم نقش بست و چه اشک هایی که بی اراده از چشمانم سرازیر شد
چه آدم هایی که دلم را گرم کردند و چه آدم هایی که دلم را شکستند
چه چیز هایی که فکرش را نمیکردم و شد و چه چیزهایی که فکرم را پر کرد و نشد
چه آدم هایی که شناختم و چه آدم هایی که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان
و چه ...
و سهم من یک سال دیگر هم یادش بخیر می شود
کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا ...
[ #ناشناس ]
:((
_94/12/18_
چه خاطراتی که زنده نمیشود
چه روزهایی که دلم میخواست تا ابد تمام نشود
و چه روزهایی که هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد
چه فکر ها که آرامم کرد و چه فکر ها که روحم را ذره ذره فرسود
چه لبخند هایی که بی اختیار بر لبانم نقش بست و چه اشک هایی که بی اراده از چشمانم سرازیر شد
چه آدم هایی که دلم را گرم کردند و چه آدم هایی که دلم را شکستند
چه چیز هایی که فکرش را نمیکردم و شد و چه چیزهایی که فکرم را پر کرد و نشد
چه آدم هایی که شناختم و چه آدم هایی که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان
و چه ...
و سهم من یک سال دیگر هم یادش بخیر می شود
کاش ارمغان روزهایی که گذشت آرامشی باشد از جنس خدا ...
[ #ناشناس ]
:((
_94/12/18_
- ۱.۱k
- ۱۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط