{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که آواره ترین ابرِ بهارم بی تو

من که آواره ترین ابرِ بهارم بی تو
شانه ای امن ندارم که ببارم بی تو

باد می آید و دستانِ تو از من دورند
به زمین ریخته گل های انارم بی تو

خشکم و لُخت تر از آنکه کلاغان حتی
خانه ای امن بسازند کنارم بی تو

تازه این باد فقط بادِ بهار است، خودت
فکر کن آخرِ پاییز چه دارم بی تو!

کاش آواره ترین ابر بهاری بودم
تا شبی سر به بیابان بگذارم بی تو

پایم آن قدر فرو رفته که با تیشه مگر
پا از این باغچه بیرون بگذارم بی تو
دیدگاه ها (۵)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

من که آواره‌ترین ابرِ بهارم بی توشانه‌ای امن ندارم که ببارم ...

من که آواره‌ترین ابرِ بهارم بی توشانه‌ای امن ندارم که ببارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط