{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل تو هرکس آشنایی در سفر دارد

مثل تو هرکس آشنایی در سفر دارد

 مانند من، مانند من چشمی به در دارد


 در سربزیری حاجتی دارد که می‌خواهد

 روی زمین تا تکّه نانی دید بردارد


 اشکی‌ست اشک او که می‌گویند یاقوت است

 آهی‌ست آه او که می‌گویند اثر دارد


 من اشک‌هایی داشتم، تنها خودم دیدم

 شاید فقط آیینه از دردم خبر دارد


 من بغض‌هایی را فرو بردم که ترسیدم

 از رازهای سر‌به‌مُهری پرده بردارد


 یک عمر در خود ریختم تنهاییِ خود را

 انگار کن کوهی که آتش بر جگر دارد


 انگار کن آتشفشانی در سرم دارم

 روزی مرا بیدار کن اما خطر دارد


 دلشوره‌یی دارم، گمانم ماهیِ سرخی

 در عمق دریایی به قلّابی نظر دارد ...

 
# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۳)

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی‌ بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی‌ یک ...

کجا به من رسیده ای کجای این زمان؟که شور عشق مرده در من ای عز...

سلام ، صبح همگی بخیر ...

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیستچشمهای مهربانت را ندیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط