{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس می کشم زیر این آسمون ،که شاید تو گاهی نگاش می کنی

نفس می کشم زیر این آسمون ،که شاید تو گاهی نگاش می کنی

چقدر حرف زدم با خدایی که تو ، یه وقتایی حتما صداش می کنی

نمی مونه عطرِ کسی یاد تو ، تو که هیچ اسمی برات خاص نیست

نمی شناسه اصلا چشات گریه رو ، توی منطقت جای احساس نیست

می رم تو *حیاط همون خونه ای ، که یک روز نشستی تو رو پله هاش

نگاه می کنم با یه آه عمیق ،* می گم رد پات مونده بود کاش

اما تو نیستی ... اما تو نیستی

دارم جون می کنم دور از تو باشم
ولی اسمت نی یاد از هم می پاشم


چرا تو نیستی ... چرا تو نیستی
دیدگاه ها (۲)

توفقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس ...

گاهی همه ی زندگیت در یک "تو "خلاصه می شود…"تو" در خلوتم قدم ...

امشب از داغ غمت،، دل را چراغان میکنمتا سحر بیدارم امشب،، با ...

همیشه از چشمانت می ترسمراستش را بخواهیاز زیبایی این چشم ها م...

و یه چیزی که خیلی دلم می‌خواد همین الان از ذهنت بیرون کنی:«ا...

می‌دونی… یه وقتایی با خودم می‌گم تو بردی دختر! آره، شاید تو ...

حرف هایی که داخل مانهوا می زنن رو باید به پهلوی می گفتن . ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط