{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دونی… یه وقتایی با خودم می‌گم تو بردی دختر! آره، شاید

می‌دونی… یه وقتایی با خودم می‌گم تو بردی دختر! آره، شاید تو بردی. اما یهو که می‌زنم زیر گریه، می‌بینم از کجا بردم؟ کجا بردم اون قلبم، اون احساسم، اون اعتمادی که مثل یه کوه برام بود؟ تمام اون عشقی که با تمام وجودم ریختم پات، همه‌اش رو با خودت بردی؟

پسرخوب با دلِ مریم چیکار کردی؟ خنده های اون دخترِ رو کجا بردی؟

حالا دیگه بعد از تو، به کی باید اعتماد کنم؟ چطور می‌تونم دوباره اونجوری که تو رو نگاه می‌کردم، با اون چشمای پُر از عشق، به کسی نگاه کنم؟ چطور می‌تونم دوباره با این دلِ شکسته، سَرِ عشق رو توی آسمون بلند کنم؟ واقعاً چیکار کردی با من پسر خوب..؟
دیدگاه ها (۰)

سه سال و یک ماه و شانزده روز و چهار ساعت… این شمارش معکوسِ ت...

تو ندیدی…خواستن‌ها و دوست داشتن‌هایم را ندیدی. آن عشقی که تو...

رابطه واقعی و خوب مثل زندگی میمونه یه روزهایی از ته دل میخند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط