اسم رمانوقتی روت حساسه
اسم رمان:وقتی روت حساسه
نویسنده🖨: کیم بورام
تک پارته🖋
توی اتاق میکاپ نشسته بودی و داشتی میکاپ سبکی که روی صورتت بود رو پاک میکردی...اتاق خالی بود و خودت تنها نشسته بودی و مشغول بودی
توی همین حال بودی که تقی به در زده شد...تعجبی نکردی و نگاهت رو به در دادی...میدوستی که یکی از استف ها یا بادیگاردها باشه پس آروم لب زدی
کیه ؟
جوابی از فردی که پشت در ایستاده بود نگرفتی که باعث شد پوفی بکشی و آروم از سر جات بلند بشی و به سمت در بری...
درو آروم باز کردی که با قرار گرفتن لبای فرد روبه روت روی لبات...خشکت زد و شوکه شدی...
مرد بدون مقدمه شروع به بوسیدنت کرده بود و درو توی همون حین بست و مطمئن شد که قفلش کنه تا کسی مزاحمتون نشه...
شونش رو گرفتی و جسمش رو از خودت جدا کردی و با تعجب تو چشماش خیره شدی
چ..چیکار میکنی ؟
کمرت رو میگیره و تورو روی میز پشتت میشونه و صورتش رو به صورتت نزدیک میکنه
_ نمیدونی چی شده ؟
نفس عمیقی میکشه
آه..لینو تو باید بری
پوزخندی میزنه
_ حتی فکرش هم نکن
پوفی کشیدی و آروم به شونش زدی
یااا...مینهووو
یک تا ابروشو بالا داد
_ فکر کردی از تنبیهت میگذرم؟..
متعجب شدی
چ..چی ؟
پوزخندی زد
_لباسی که پوشیده بودی خیلی غیر مجاز بود خانوم لی...میخوام تمام نقاطی رو که به اون مرد ها نشون دادی رو با کیس مارک هام بپوشونم
نویسنده🖨: کیم بورام
تک پارته🖋
توی اتاق میکاپ نشسته بودی و داشتی میکاپ سبکی که روی صورتت بود رو پاک میکردی...اتاق خالی بود و خودت تنها نشسته بودی و مشغول بودی
توی همین حال بودی که تقی به در زده شد...تعجبی نکردی و نگاهت رو به در دادی...میدوستی که یکی از استف ها یا بادیگاردها باشه پس آروم لب زدی
کیه ؟
جوابی از فردی که پشت در ایستاده بود نگرفتی که باعث شد پوفی بکشی و آروم از سر جات بلند بشی و به سمت در بری...
درو آروم باز کردی که با قرار گرفتن لبای فرد روبه روت روی لبات...خشکت زد و شوکه شدی...
مرد بدون مقدمه شروع به بوسیدنت کرده بود و درو توی همون حین بست و مطمئن شد که قفلش کنه تا کسی مزاحمتون نشه...
شونش رو گرفتی و جسمش رو از خودت جدا کردی و با تعجب تو چشماش خیره شدی
چ..چیکار میکنی ؟
کمرت رو میگیره و تورو روی میز پشتت میشونه و صورتش رو به صورتت نزدیک میکنه
_ نمیدونی چی شده ؟
نفس عمیقی میکشه
آه..لینو تو باید بری
پوزخندی میزنه
_ حتی فکرش هم نکن
پوفی کشیدی و آروم به شونش زدی
یااا...مینهووو
یک تا ابروشو بالا داد
_ فکر کردی از تنبیهت میگذرم؟..
متعجب شدی
چ..چی ؟
پوزخندی زد
_لباسی که پوشیده بودی خیلی غیر مجاز بود خانوم لی...میخوام تمام نقاطی رو که به اون مرد ها نشون دادی رو با کیس مارک هام بپوشونم
- ۲۴.۰k
- ۰۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط