{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان معشوقه خیانتکار

رمان: معشوقه خیانتکار‌.
پارت:1
ویو جونگ کوک:
وارد خونه شدم.،جین و جی هوپ داشتن با هم پی اس بازی می‌کردن‌.من رو به بچه ها پرسیدم:
کوک:هی بقیه کجان؟
جین:منظورت از بقیه فقط تهیونگ ئه؟
کوک:آره تو فک کن تهیونگ،حالا کجاست؟
جی هوپ:تو اتاقشه. احتمالا حمومه.
کوک:عیجان😎
جین:گورتو گم کن از جلو چشمم،پررو!
ویه کوسن از مبل پرت کرد سمتم و منم سریع جاخالی دادم و رفتم طبقه بالا.رفتم سمت اتاق تهیونگ و در زدم.صدایی نیومد. رفتم داخل و بله طبق معمول آقا تو حموم بود و داشت آواز میخوند. در حموم رو زدم و کفتم:
کوک:ته توی حموم آواز نخون!
ته:عه، تویی کوک.
کوک:آره منم،بیا بیرون سریعتر.
ته:باش.
رفتم و نشستم روی مبل تک نفره تا خستگی در کنم.دکمه جلوی کتم رو باز کردم و کرواتمو شل.
چشمامو بستم تا چن دقیقه استراحت کنم.بعد 10 دقیقه تهیونگ از حموم اومد بیرون و در حالی که موهاشو خشک می‌کرد گفت:
ته: مصاحبه چطور پیش رفت؟
کوک:چی؟مصاحبه!آهان،آره.عالی بود...
ته:چته چرا اینجوری جواب میدی؟
کوک: نه خوبم، فقط یکم اصاب ندارم.
در اتاق زده شد. نامجون از پشت در داد زد:
نامجون: بیاین بیرون،وقت شامه.
کوک:اومدیم نامجون......

ادامه دارد............
دیدگاه ها (۱۶)

رمان: معشوقه خیانتکار. پار...

رمان:معشوقه خیانتکار. پارت:...

میخوام رمان بنویسم.رمان راجع "به بی تی اس "ئه.مشخصات رمان:رم...

جرعت یا حقیقت!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط